این وبلاگ هک شد 
TH!S S!T3 H4CK3D
BY
IRANIAN KING HACK HAT
We Are :
King.Hackers , lllll_Land_Of.the_Dead_lllll
گروه جدید هک وبلاگ
IKHH با عنوان
King.H4ck3r [AT] YahOo [DOT] Com
WwW.King.Hackers.Mihanblog.Com
IKHH Hacking Team
Fuck Weblog 
|
TH!S S!T3 H4CK3D BY IRANIAN KING HACK HAT We Are : King.Hackers , lllll_Land_Of.the_Dead_lllll
گروه جدید هک وبلاگ IKHH با عنوان King.H4ck3r [AT] YahOo [DOT] Com
WwW.King.Hackers.Mihanblog.Com
IKHH Hacking Team
+ نوشته شده توسط King.Hackers در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
0:3 |
فرهاد اسماعيلی/اعتماد اصله طبقاتی و افزايش فاصله بين فقير و غنی در کشور باعث شده که آمار فقرای ايران روز به روز افزايش پيدا کند. در حال حاضر بيش از دو ميليون خانواده در سطح کشور جزو خانوادههای فقير هستند. البته اين رقم، آمار ارايه شده از سوی دولت است و آمار غيررسمی اين آمار را تا هشت ميليون خانوار بيان میکند. براساس آمار جهانی که از سوی سازمان ملل متحد ارايه شده، در حال حاضر بيش از ۵\۲ ميليارد نفر در سراسر دنيا زندگی میکنند که حدود ۷۰ درصد آنان در قاره آفريقا هستند. از ديدگاه سازمان ملل بيش از ۶۰ درصد اين فقرا درآمد روزانهيی کمتر از يک دلار دارند در ايران که جزو کشورهای ث روتمند و دارای نفت است، آمار فقر بيش از حد انتظار است. آمار تقريبی شش ميليونی کسانی که در فقر مطلق درآمد کمتر از ۹۰۰ تومان در روز در ايران زندگی میکنند، نشان از ضعف در سيستم توزيع عادلانه درآمدها، همچنين تفاوت های اقتصادی فاحش دارد. براساس آمار ارايه شده از سوی دولت ۸۰ درصد درآمدها و ثروت کشور در دست ۲۰ درصد افراد جامعه است. اين موضوع بيانگر آن است که فاصله فقير و غنی و توزيع اقتصادی پول با مشکل بسياری مواجه است.
+ نوشته شده توسط King.Hackers در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
1:55 |
شعله ایرانی سرمقالهی شمارهی جدید آوای زن + نوشته شده توسط King.Hackers در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
1:44 |
فرزانه نزاكتى
![]() «اگر نگذارند توى ورزشگاه برويم، نبايد بگذارند به خيابان هم برويم. در ورزشگاه ناامنى فوق العاده اى نيست. حداقل نه بيشتر از خيابان هاى ايران.» معصومه ناصرى يكى از ۳۰ زن و دخترى است كه ۱۸ خردادماه سال گذشته توانستند بازى ايران- بحرين را از روى سكوهاى ورزشگاه آزادى تماشا كنند: «عالى بود. حتى كسانى كه زياد هم اهل فوتبال نبودند هيجان زده شده بودند. تماشاى بازى از آنجا واقعاً جذاب است.» اگرچه اين روزها خيلى از مردهاى ايرانى از احتمال حضور زنان در ورزشگاه ها نگران شده اند و از نبود امنيت و فضاى فرهنگى لازم سخن مى گويند، معصومه ناصرى از خاطره آن روز حضورش در ورزشگاه به نيكى ياد مى كند: «هيچ گونه برخورد بدى با ما نشد. نه حرف بدى زدند و نه شعار غيرفرهنگى دادند. حتى بعضى از تماشاگران با ما همدردى مى كردند كه به سختى توانسته ايم وارد ورزشگاه شويم. درهاى خروجى ورزشگاه هم زياد است و ما آن روز از درى خارج شديم كه فشار جمعيت زياد نبود.» اوايل مهرماه سال ۸۳ بود كه اعلام كردند براى تماشاى بازى ايران- آلمان خانم هاى آلمانى مى توانند به ورزشگاه بيايند اما خانم هاى ايرانى نه. معصومه ناصرى روزنامه نگار متاهل ۳۰ساله و هفت، هشت زن و دختر ديگر كه دلشان مى خواست مثل همجنسان آلمانى شان بازى را از نزديك ببينند، رفتند جلو ورزشگاه. اما نگذاشتند بروند تو. كتك خوردند و برگشتند حتى آن خانم چادرى كه با دختر و پسر نوجوانش آمده بود، نتوانست به قولى كه به بچه هايش داده بود، عمل كند و با ناراحتى زياد بچه هايش را به خانه برگرداند.
اما اوايل خردادماه سال گذشته درست چند روز قبل از برگزارى بازى ايران- بحرين بود كه نامه اى با بيش از صد امضا به استاندارى تهران رسيد.«ما زنان ايرانى قصد داريم از حقوق شهروندى خود در تماشاى مسابقات ملى استفاده كنيم. هر تمهيد امنيتى را كه لازم مى دانيد، لحاظ كنيد اما به ما اجازه بدهيد كه وارد ورزشگاه شويم.» روز مسابقه همه چيز باز مثل سابق بود. نيروهاى امنيتى ۳۰ شهروند تهرانى را كه بليت خريده و تقاضاى ورود به ورزشگاه داشتند، به اين خاطر كه مرد نبودند، بيرون كردند. اما پاى يكى از اين زن ها لاى در ماند و مجروح شد. تجمع خبرنگاران در آن محل شايد عامل شكسته شدن اين قفل تاريخى بود. «پارچه هايى كه براى اعتراض به پاهايتان بسته ايد را باز كنيد. حجابتان را خوب رعايت كنيد و يكى يكى برويد تو.» مى گويند اين حضور آقاى خاتمى رئيس جمهور وقت در ورزشگاه بود كه پاى دختران ايرانى را به آنجا باز كرد. دكتر سيدحسن حسينى جامعه شناس و عضو هيات علمى دانشگاه تهران اينگونه سخت گيرى ها در مورد دادن آزادى هاى اجتماعى به زنان را ناشى از نگرش جنسى جامعه مردان ايران به زن دانست و گفت: «تصور اساطيرى بر اين است كه زن موجودى است كه مرد را در معرض گناه قرار مى دهد. پس بايد از محيط اجتماع جدا شود و فقط در خانه و متعلق به همسر خود باشد. در اين نگاه زن موجودى است كه فقط به درد رفع نيازهاى جنسى و فرزندآورى مى خورد.» وى افزود: «بعضى سعى كرده اند با يافته هاى علمى، از جمله تحقيقات روانشناسى، مردم شناسى و باستان شناسى هم ثابت كنند كه زن به نسبت مرد تمايل بيشترى به خودآرايى دارد و اين از همان عشوه گرى زنانه و وسوسه هاى شيطانى او ناشى مى شود. پس ما حق داريم كه زن را در پستو نگه داريم. اين درحالى است كه حتى اگر اين را بپذيريم تمام پديده هاى طبيعى در قالب هاى فرهنگى قابل كنترل هستند و مى شود با نرم افزارهاى فرهنگى به اين تمايلات شكل داد. علاوه براين، زن در جامعه اى كه به او نگاه جنسى مى شود و از جامعه دور نگه داشته مى شود، بيشتر به زيورآلات و آرايش روى مى آورد.» معصومه ناصرى خبرنگارى است كه بارها براى تهيه گزارش و گرفتن عكس در ورزشگاه حضور يافته است. او و بسيارى از همراهانش براى رفتن به ورزشگاه، دليل شخصى ندارند؛ «ممكن است من به فوتبال علاقه نداشته باشم اما خيلى از خانم هاى اين مملكت دوست دارند مسابقات را از نزديك تماشا كنند. آن روز ما رفته بوديم تا اين حق را بگيريم. حق مسلم من و ساير زنان ايرانى.» در حالى كه اين چند نفر براى احقاق حق همجنسان خود مى كوشند، رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى معتقد است كه زندگى براساس روابط روستايى و قبيله اى كه در آن فقط اعضاى خانواده و خويشاوندان مورد احترام و توجه فرد هستند يكى از عوامل عمده رفتارهاى نامناسب با زنان شهرنشين در ايران است. دكتر سيدحسن حسينى گفت: «به رغم گسترش جمعيت شهرى ايران، نوع روابط هنوز روابط روستايى است و جامعه در حد قبيله متوقف مانده است. به همين دليل است كه رفتار شهروندان با زنانى كه در معابر مى بينند با زنان خانواده خود متفاوت است. ما هنوز نتوانسته ايم از آدم ها فهم عامترى داشته باشيم. فهم ما از آدم ها بستگى به نسبت ژنتيك آنها با ما دارد در صورتى كه جامعه جديد ايجاب مى كند كه فهمى فراتر از اين داشته باشيم. معانى ذهنى ايرانيان نسبت به زنان، سنتى است و تناسبى با جامعه جديد ندارد.» به نظر معصومه ناصرى كسانى كه با آزادى ورود زنان به ورزشگاه مخالفت مى كنند، فقط از سنت شكنى مى ترسند. او مى گويد: «اين مسئله برايشان يك تابو شده است وگرنه وقتى يك زن توى خيابان جلو چشم نيروى انتظامى يا حتى وقتى همراه خانواده است، متلك مى شنود، ممكن است همين اتفاق توى ورزشگاه هم بيفتد، فرقى ندارد. اما من دخترانى را مى شناسم كه به خاطر رفتن به ورزشگاه لباس پسرانه مى پوشند و سختى هاى زيادى را تحمل مى كنند تا بتوانند مسابقه را از نزديك تماشا كنند. اگر مخالفان كمى چشم خود را باز كنند، مى فهمند كه دردسر و تحقير ناشى از چنين رفتارهايى بيشتر از حضور رسمى و قانونى يك عده زن در جايگاه مخصوص در ورزشگاه است.» به نظر مى رسد محروميت زنان ايرانى از بسيارى از امكانات تفريحى و ورزشى ريشه در ناتوانى مردان در اداره شهر دارد. دكتر سيدحسن حسينى، نبود ابزارهاى مناسب شهرنشينى مثل سيستم حمل ونقل جامع را يكى از عوامل تمايل به محدود كردن زنان در عرصه اجتماع عنوان كرد و گفت: «شهروندان نياز دارند در زمان معينى رفت و آمد كنند، اما از آنجا كه ما مترو و اتوبوس و تاكسى به حد لازم نداريم، زنان مجبور مى شوند از وسايل نقليه نامطمئن استفاده كنند و بدين ترتيب براى حضور يافتن در اجتماع امنيت كافى ندارند.» اين استاد دانشگاه تهران تاكيد كرد: «هرچند كه معتقد به كنترل هاى پليسى نيستم اما مى توان به زنان و دختران اجازه دفاع داد. اگر دفاع مشروع زنان تصريح شود و زنان بتوانند از وسايلى چون اسپرى اشك آور استفاده كنند، خود مى تواند از بروز بعضى رفتارهاى مخاطره آميز جلوگيرى كند.» وى افزود: «براى حفظ امنيت زنان در جامعه بهتر است از خانواده شروع كنيم. پدر و مادر بايد با تنظيم رابطه ميان فرزندان دختر و پسر از آنها موجوداتى بسازند كه تجاوزكننده و تجاوزپذير نباشند. وقتى پسرها براى داشتن دوست دختر تشويق شوند و در عوض همه سخت گيرى هاى ما براى دختران است، نبايد انتظار جامعه امنى داشته باشيم.» اما تلاش براى ورود زنان به ورزشگاه مسلماً يك خواست همگانى نيست. فاطمه كه دانشجوى سال آخر رشته پژوهشگرى است و سابقه فعاليت در بسيج دانشجويى دانشگاه دارد، فضاى حاكم بر ورزشگاه ها را براى حضور خودش و ساير زنان نامناسب مى داند. وى اگرچه از حضور در مراسم افتتاحيه بازى هاى اسلامى زنان لذت برده است و به نظرش بسيار هيجان انگيز مى آيد، معتقد است كه «فضاى ورزشگاه ها سبك است و با وجود لحاظ كردن همه تدابير در شأن خانم ها نيست كه به ورزشگاه بروند. چراكه به هر حال جلو دهان آدم ها را نمى شود گرفت. تصور من اين است كه در ميان كسانى كه به ورزشگاه مى روند، آدم هايى وجود دارند كه چندان مودب نيستند و حاضرند به خاطر تيمشان هركارى بكنند.» اين دانشجوى جوان كه چادر مشكى پوشيده و روسرى گلدار به سر دارد، حاضر است در كشورهاى خارجى به ورزشگاه برود. او مى گويد:« هيچ كس توى ورزشگاه هاى خارجى اذيت نمى شود. براى آنها عادى است كه زن وارد ورزشگاه شود. اما در جامعه ما عادى نيست و چون محيط تا به حال مردانه بوده، حضور زنان در ورزشگاه مى تواند مشكل ساز شود.» فاطمه مى گويد: «اگر مسئله رفتن به دانشگاه بود، ارزش هزينه كردن را داشت اما براى حضور در ورزشگاه دليلى ندارد هزينه اى بدهيم، نمى ارزد.» دكتر سيدحسن حسينى با اشاره به اينكه در ايران شوخى و خنده رويى دختر وحشت انگيز است، گفت: «شاد بودن زن در ايران به عنوان يك رفتار عشوه گرانه معنا مى شود. اين رفتار را براى پسران به عنوان طراوت و سلامت مى پذيريم اما براى دختران سبك سرى تعبير مى كنيم. در مورد امكان تخليه انرژى نيز تبعيض زيادى بين دختر و پسر وجود دارد و تفاوت در ميزان سرمايه گذارى ورزشى خود گوياى اين تبعيض است.» رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى تاكيد كرد: «اگر اصرار كنيم كه حضور زنان در ورزشگاه فسادانگيز است، قطعاً بخش بزرگى از زنان ما به ورزشگاه نخواهند آمد و بخش ديگر هم به عنوان آدم هاى فاسد انگشت نما مى شوند. علاوه بر اين افراد حاضر در ورزشگاه هم به خود اجازه مى دهند كه به اين زنان توهين و فحاشى كنند.» وى افزود: «مادامى كه زنان به خاطر نوع پوشش در جامعه به عنوان فاسد و بدكاره معرفى شوند، اينگونه به جامعه القا مى شود كه به خاطر سليقه متفاوت فرد در لباس پوشيدن، مى توان به او توهين كرد.» معصومه ناصرى و دوستانش اما به آينده تلاششان اميدوارند: «همه اينها حل مى شود. زمانى خانواده ها نمى گذاشتند دخترانشان بروند دانشگاه. حضور زنان در ورزشگاه هم قطعاً بعد از چند بازى طبيعى مى شود. درست مثل سينما رفتن.»
+ نوشته شده توسط King.Hackers در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت
18:29 |
خانه ای امن ،مامنی با صلابت وپر از سکوت ولبریز از آرامش ،پناهگاهی برای فراریان از دست خشونت مردان با وقار وغیرتمند،ماوایی بر تپه ی دارسیران ومشرف بر شهروزیبایی ویترینهایش ،خانه امنی آرام وپر از خنده!! شهرکی که هر خانه اش با ضربات کلنگ غیرت مردان بنا شده ودر تجمعی پر از تجلل مردانه به دور از از دید ه ی زنان افتتاح وبازگشایی می شود. شاید در اینجا کلبه ها ارزانتر و دست یافتنی تراز هر جایی باشد،از همه مهمتر خانه امنی به دور از گشت زنی پلیس وخشم شرافتمندانه ی مردان؟ تا کنون دیده نشده زنی از امکانات ورفاه موجود این خانه ی امن ناراضی شده ،چمدانش را پیچیده وبه محل دیگری،حتی پناه باران باز گردد. وهمین است که هر روزه بر طرفدارانش افزوده شده ودختر دم بخت وزن بخت یافته ،خود را به آنجا رسانیده وبه آرامش رویای عمق افسانه ها می رسند.وصدها زن چون(مائده-مژگان- مستوره-شهلا-فاطمه-رعنا -سوسن -سهیلاو...)ابا عجله خود را به آنجا می رسانندودر کنج آرامشش جای گرفتند. راستش را بخواهید،امکان دهی وجاذبه های این خانه ی امن در جهت جذب نیروی بیشتر در تلاش وتبلیغ است واما بیشتر زنان ودختران جوان !! روح آنها گاهگاهی بر بلندای درختان بلوط دامنه فه یله قووس چمباته زده وبر شلوغی وهیاهوی بی رحمی شهر می خندند! واما بدانید که خورشید هم اشعه های خود را زودتر از هر جا ،حتی از کا خهای شهرک بهاران ،به آنجا می رساندوبر خنده ی آن همه شهروند آرام می نازد ومی نوازد . و اما ای زنان دردمند وتحت سلطه خشم مردانه وشرافت خانواده،آیا این خانه ی امن در این شهر ک آرام نیز به قیامی همه گیراز جانب شما نیازمند نیست؟! پس نه در راه رسیدن به این خانه ی امن وپذیرفتن الفاتحه ،بلکه در راه رهانیدن و به خود رسیدن وبودن بجنبید وقیامی فکری فرهنگی بر خندهی خورشید بخندانید،تا رسیدن به شهر صحبت وآزادی وانسان بودن.
+ نوشته شده توسط King.Hackers در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:53 |
تصویری که مشاهده می نمایید یکی از ساختمانهای شهرداری مریوان که مدت سه سال است توسط شهرداری در اختیار انجمن نابینایان قرار گرفته وچند ماهی است که انجمن زنان در یکی از اتاق های کوچک آن مشغول فعالیت می باشد. از آنجایی که فعالیتهای زنان مریوان رشد قابل توجهی داشت، دل حسودان بد نظر وعنودان بد گهر را لرزاند وبار دیگر از طرف عده ای نا آگاه ومخالف بشریت توطئه ی دیگری علیه مسدود نمود فعالیتهای زنان و دلسرد کردن آنان انجام گرفت که نه تنها ما را مایوس ونا امید نساخت بلکه انرژی وتوان ما را جهت ادامه ی فعالیت صد چندان نمود.اقدام شهرداری مریوان- بیرون ریختن وسایل انجمن بدون هماهنگی با فعالین آن- انگشت تعجب هر اندیشمند وصاحب نظری رابه دهان فرو برد .نا گفته نماند تنها تشکل مردمی در مریوان که فاقد مکان فعالیت از سوی دولت می باشد انجمن فرهنگی زنان مریوان است وتنها دلیل وجرم آن زن بودن وآگاهی دادن به زنان می باشد .
+ نوشته شده توسط King.Hackers در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:48 |
سری يادداشت های مهرانگيز کار قوانین ایران نکاح موقت یا صیغه را اجازه داده است. به موجب ماده ی 1075 قانون مدنی : " نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد". به موجب ماده ی 1076 قانون مدنی:" مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود". به موجب ماده ی 1095 قانون مدنی:" در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است". بنابراین صیغه یا نکاح منقطع (موقت) بر دو پایه استوار است، مدت معلوم و مبلغ معلوم. در این نوع نکاح زن و مرد از یکدیگر ارث نمی برند ضمنا مرد می تواند تعداد زیادی زن را در عقد نکاح موقت خود داشته باشد.مواد قانونی ناظر بر نکاح موقت با معیارهای حقوق بشری مندرج در اسناد بین المللی که دولت ایران امضاء کرده در تعارض است. احکام مربوط به این نوع نکاح چنان است که به نوعی معامله و خرید و فروش تعبیر می شود و در آن تأسیس واحد خانواده مطرح نیست. حال آنکه دولت ایران در سال 1337 شمسی قرارداد تکمیلی منع بردگی و برده فروشی و عملیات و ترتیباتی که مشابه بردگی است را تصویب کرده است. تعریف بردگی در این قرارداد به گونه ای است که یادآور موقعیت زنان در برخی جوامع از جمله ایران است. قرارداد اخطار می کند رسوم و ترتیبات مشابه بردگی باید در جهان منسوخ گردد. صیغه یا عقد موقت هرگز در جامعه ی ایران مقبولیت پیدا نکرده و معیارهای اجتماعی آن را شایسته ی زنان ایرانی نمی داند. متأسفانه به دو دلیل بعد از انقلاب آمار نکاح موقت در ایران بالا رفته است: 1- وضعیت نابسامان اقتصادی و معیشتی زنان و بخصوص افزایش سرسام آور اجاره بهای خانه ی مسکونی که زنان بیوه و مجرد به لحاظ آن گاهی بی سرپناه می شوند. 2- ترس از رفتار خشونت آمیز حکومتی نسبت به روابط آزاد و نامشروع زن و مرد. در شرایط موجود زنان صیغه ای که در مواردی تحصیل کرده هم هستند نه تنها امنیت ندارند و همواره با احساس ناامنی روزگار می گذرانند، بلکه از اعتبار و آبروی اجتماعی هم کمتر بهره مند می شوند. + نوشته شده توسط King.Hackers در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:41 |
حضوردر ورزشگاه؛حق اجتماعى زنان
محمود احمدىنژاد، رييس جمهورى اسلامى ايران طى اقدامی كمسابقه خواستار ايجاد امكان براى حضور زنان در ورزشگاهها شد، اقدامى كه مورد توجه رسانههاى گروهى داخلى و خارجى قرار گرفت. بسيارى از مدافعان حقوق زنان، با شك و ترديد به اين اقدام احمدىنژاد نگاه میكردند. مخالفت جدی و بلافاصلهی تعدادى از مراجع مذهبى مانند آقايان مصباح يزدى، گلپايگانى و فاضل لنكرانى و نيز شمار قابلتوجهی از نمايندگان مجلس با تصميم احمدینژاد ، نشان داد حق با ناباوران بود. خانم فريبا داودى مهاجر روزنامهنگار و از مدافعان حقوق زنان، به پرسشهاى صداى آلمان در اين زمينه پاسخ داده است. دویچهوله: خانم داودی مهاجر، نظر رییس جمهور ایران، آقای احمدینژاد مبنی بر اختصاص بخشی از مرغوبترین مکانهای تماشاگران در استادیومهای ورزشی در مسابقات فوتبال ملی برای بانوان و خانوادههای آنان مورد انتقاد برخی از نمایندگان مجلس و همینطور علمای مذهبی قرار گرفته است. نظر شما در این مورد چيست؟ فریبا داودی مهاجر: بله. البته، نیت آقای احمدینژاد در ارتباط با موضوع مورد بحث برای خود من شخصا مشخص نیست و اینکه ممکن است ایشان در تایید بینالمللی امروز با تمسک به این موضوع بخواهد افکار عمومی جهان را نسبت به خودش تلطیف کند و طبق روال قبلی صحبت و نظرهای خودش را پس بگیرد، چنانچه در مصاحبههای مطبوعاتی اخیر هم اظهارنظر قبلی خودش را که دربارهی پول نفت و بردن آن بر سر سفرههای مردم بوده براحتی پس گرفته است. بعید به نظر میرسد رییس جمهوری که به گفتهی آقای مصباح یزدی با نذر و نیاز و دعای مومنین رای آورده است به یکباره با چنین زاویه بازی اظهارنظری خلاف اظهارنظرها و عقاید مومنین جامعه ایران داشته باشد. ایشان بخوبی عقاید همفکران خودشان را، بخصوص درباره مسئله حجاب و مسئله زنان، میدانند و بعید است که در چنین شرایطی که مسئلهی رفتن زنان به ورزشگاهها در اولویت دولت نیست این اجازه را صادر کند. من، بهرحال، در نیت ایشان شک دارم و فکر میکنم این نکته هم قابل تامل است و کسانی هم که اظهارنظر میکنند باید به این نکته توجه کنند. اما از سوی دیگر اظهارنظرهای عجیب و غریبی راهم در حاشیه این موضوع میشنویم، مثل اظهارنظر آقای محمدتقی رهبر که میگوید، نگاه زن مسلمان به ساق و پای برهنهی مرد شرعا درست نیست. من البته نمیدانم چه کسی چنین فتوایی را داده است و بخصوص تلویزیون که مرتب برنامههای فوتبال و کشتی و شنای مردان را پخش میکند، چطور تا کنون مرتکب این اعمال خلاف شرعی شده است! یا زنانی که به حج میروند و در تمام مدت طواف دستها و شانهها و ساقهای پای مردها را میبینند، چطور مرتکب این عمل خلاف میشوند. و یا در اظهارنظر دیگر، ما نظر آقای ابوطالب را میبینیم که میگوید، ما چون مشکل فرهنگی داریم، نباید زنان به استادیوم بروند که اینهم در واقع پاککردن صورت مسئله است و ایشان بجای اینکه بیایند مسئله را حل بکنند و با مشکل فرهنگی جامعه برخورد بکنند، میگویند که زنان باید به ورزشگاهها نروند و این یک خطای خیلی بزرگ است. دویچهوله: به نظر شما، خانم داودی مهاجر، چرا این تصمیم، الان، در شرایط فعلی مطرح شده؟ فریبا داودی مهاجر: بله، من خدمتتان عرض کردم و گفتم که به نظر میرسد در شرایطی که اولویت ما الان این موضوع نیست، طرح این مسئله در واقع یک آدرس عوضی است برای اینکه اذهان بنوعی درگیر مسئلهای بشوند که واقعا مسئله نیست. یعنی برای جامعه زنان مسئله است، ولی برای خود آنها مسئله نیست. ببینید، برای ما مثلا گشودن درهایی که سالها به دلیل سنت و عادت غلط به روی زنان بسته مانده، خوب بسیار مهم است. حریمهایی که ورودش برای زنان حرام محسوب میشده یا غیرشرعی، مثل پستهای سیاسی، ریاست جمهوری، قضاوت که حتا شما در افغانستان هم با فقه موجود در آنجا میبینید که زن میتواند قاضی بشود با راهکارهایی که فقه دارد، مثل مصلحت و تلفیق. اما همچنان میبینید که این درها برای زنان ايران بسته است و ما مسئلهای را میبینیم، مثل رفتن زنان به استادیومها و بعد هم این هیاهو. من خودم شخصا خیلی اعتقاد ندارم که آقای احمدی نژاد مطلع نیست از اظهارنظرهای علمای قم و با توجه به اینکه بهرحال در یک حرکت هماهنگ با اصولگرایان ایشان رای آورده، پس به یک چنین اظهارنظرهایی باید با اما و اگر نگاه کرد و من فکر میکنم بجای اینکه در بازیهای بعد از این اظهارنظر بیافتیم، باید در خود این اظهارنظرها یکمقداری بیشتر تعمق بکنیم. البته من امیدوارم که آقای احمدینژاد با عقبنشینی نکردن در تصمیم خودشان خلاف نظر من را ثابت کنند و از نظرشان دفاع بکنند. دویچهوله: چشمانداز این کشاکش به نظر شما چگونه است و چطور ادامه پیدا خواهد کرد؟ فریبا داودی مهاجر: بهرحال، چنانچه آقای احمدینژاد بخواهند به بخشی از مطالبات جامعه پاسخ بدهند، مثل مطالباتی که در حوزه زنان وجود دارد و بعضی از حوزههای دیگر، دچار چالش جدی میشوند با کسانی که به او رای دادهاند. بهرحال آنها معتقد بودند که آقای احمدینژاد برای این میآید که ارزشها و اصولی را که آنها به آن معتقدند در جامعه ایجاد بکند. شما ببینید، در اظهارنظر چندی پیششان آقای مصباح گفته است که دولت قبلی آمد تا پای رقاصههای ارمنستان را در ایران باز کند. ولی شما دقیقا میبینید که وقتی این اظهارنظر از سوی آقای احمدینژاد مطرح میشود، باید خودش پاسخ بدهند. من فکر میکنم یک چالشی بوجود میآید میان کسانی که به آقای احمدینژاد رای دادهاند و کسانیکه معتقد به این قبیل مسایل هم نیستند. یعنی به حقوق زنان، آنطوری که ما معتقدیم، معتقد نیستند. ما با یک بحران مواجه خواهیم شد. اما، من خیلی اعتقاد ندارم که ایشان خلاف آن جریان عمل خواهد کرد. دویچهوله: خانم داودى مهاجر با سپاس از اینکه وقت در اختیار ما قرار دادید. شيرين جزايرى + نوشته شده توسط King.Hackers در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:32 |
+ نوشته شده توسط King.Hackers در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:30 |
نگاهی بر وضعیت جهانی طبقه کارگر
120مین سالگرد اول ماه مه روز جهانی کارگر سپری شد. در همان حال که فقر و ابعاد دردناک آن، یک معضل سراسری در سطح جهان است، سازمان بینالمللی مدافع سرمایه یا به اصطلاح سازمان بینالملل کار در گزارش سالانهی خود از سطح بسیار پایین درآمد نیمی از کارگران جهان سخن به میان آورده است. در این گزارش سراسر ناامید کننده آمده است که، در حال حاضر چشم انداز روشنیهم برای رهایی از این فقر، برای کارگران موجود نیست. بدون شک این آمار که چندان هم به طور عینی بیانگر وضعیت جهانی طبقه ی کارگر نیست، اما باز هم گوشهی کوچکی از توحش سرمایهداری علیه جامعهی انسانی است که سازمان مذکور با ملاحضههای مختص به خویش در صدد انتشار آن بر آمده است. چرا که با تیزتر شدن تیغهای سلاخی ماشین سرمایه داری، زایش شغلهای خارج از نظارت پدیدآمده و سالانه میلیاردها ساعت کاری با کمترین حقوق و مزایا و در نهایت بی قانونی، صرف تهیهی خوراک برای این غول توحش آفرین می گردد. با این حال که همه به چنین وضعی اشراف کامل دارند، باز هم گزارش سالانهی سازمان، مجبور به اعترافی دیگر نیز شده است و آن اینکه، در کنار یک میلیارد و چهارصدمیلیون کارگر با درآمد کمتر از دو دلار در روز، 550میلیون کارگر حتی در آمدی کمتر از یک دلار در روز دارند. هنگامی که فشار کمرشکن اقتصادی و زندگی مشقت بار امروز، تنها در میان کارگران یک میلیارد و چهارصدمیلیون خانواده را در منگنه قرار داده است، باید به وضعیت آن 550میلیون خانواده ای که در این میان علاوه بر فشارهای مضاعف موجود، دو برابر بیشتراسیر فقر، بی آیندگی و تباهی نسبت به دیگر هم طبقه ای های خویش اند، تأسف خورد. با تصویر کنونی واگر به آمارهای اخیر نیز که همین سازمان منتشر کرده توجه کنیم، درخواهیم یافت که با بهرهوری سطح پایین و نرخ رشد اشتغال ناچیز از یک سو و از سوی دیگر استقرار نظام سرمایه داریی که تضمین سود آوری خود را در افزایش شدت کار و استثمار گسترده تر جستجو می کند، هدف تماماً نمایشی سازمان ملل برای نصف کردن شمار کارگران فقیر تاسال 2015میلادی، آنهم در حالی که کاهش نسبی نیروی کار در مقایسه با سال 1990 به وضوح قابل مشاهده است، بسیار دور افتاده تر و دیر دسترستر شده است. سازمان بینالمللی کار که قاصدی شوم برای جامعهی جهانی و طبقهی کارگر است در گزارشات سالهای اخیر خود تاکید کرده بود که فقر وبیکاری در کشورهای رو به رشد افزایش یافته است. بر اساس همین گزارشها یک چهارم از جمعیت 6میلیاردی جهان از درآمدی کمتر از یک دلار در روز برخوردارند. همچنین بیش از چهل درصد مردم آسیا و آفریقا در زیر خط فقر زندگی می کنند. گسترش روزانه شمار مبتلایان به فقر، نکته ی مورد تأیید این سازمان بوده است چرا که اعلام داشت طی پنج سال قبل از انتشار این گزارش، 200میلیون نفر به تعداد افرادی که زیر خط فقر زندگی می کنند افزوده شده است. گزارشات پیشین همچنین می گوید که از 150 میلیون کارگری که در جهان بیکار شده اند؛ بیش از 75درصد آنها از هر گونه مزایای بیکاری محروم هستند. در جهانی اینچنین ثروتمند که تولید واستخراجها و صنعت پیشرفته آنرا مزین کرده است و به آسانی کفایت رفاهی همگانی، حداقل در کمترین حالت را می کند، سرمایه داری لجام گسیخته وتاخت وتاز بی وقفهی آن علیه بشریت خصوصاً علیه طبقه کارگر موجب شده که طبق بر آوردهایی که چندان هم دقیق نیست و بیانگر عینی ماجراها رفته بر جامعهی بشری نیست، بیش از 5/1 میلیارد نفر با فقر دست و پنجه نرم کنند و این رقم هر روز نفرات بیشتری را به خود اضافه می کند. بی شرمی وگستاخی سرمایه داری آنجا بیشتر هویداست که 75 در صد از150 میلیون کارگر بیکار شده، امکان استفاده از مزایای بیمه بیکاری که حق قانونی و رسمی است را ندارند.
علاوه بر شرایط ذکر شده و حتی در میان کارگران شاغل نیز باز هم فاجعه بیداد می کند و شاغلین نیز گذشته از آنکه مداوم درهراس و دلهرهی اخراج، تعدیل سازی و نپرداختن دستمزدهای خود به سر می برند، از حوادث ناشی از کار که باز هم هدیهی تحمیلی محیط فاقد وسایل ایمنی به کارگر است درامان نیستند. اگر باز هم به گزارش سازمان مدافع سرمایه داران یا به اصطلاح سازمان بین الملل کار رجوع کنیم میبینیم که بنا بر گزارشاتش، سالانه بیش از دویست و پنجاه میلیون سانحه در محیط کار رخ می دهد که در این میان بیش از یک میلیون و سیصد هزار کارگر در اثر این حوادث و بیماریها و جراحات ناشی از آن جان خود را ازدست می دهند. در بخش ساختمانی بیش از پنجاه وپنج هزار کارگر در جریان کار و بیش از صد هزار نفر بدلیل تماس با مواد شیمیایی از جمله پشمهای فلزی کشته می شوند. با توجه به این آمار که سازمان مذبور از سر ناچاری و انفجار ابعاد حادثه مجبور به انتشار آن است، نباید از یاد برد که هرگز چنین آماری واقعی نیست و اگر کمی در اطراف خود تأمل کنیم در می یابیم که دهها، صدهها و هزاران کارگر در نزدیکی هر کدام از ما قرار دارند که اصلاً قانونی از کارشان حمایت نمی کند تا اگر روزی بیکار شدند، مزایایی داشته باشند. هزاران اتفاقی را به چشمهای خود دیدهایم که هرگز نه در جایی به ثبت رسیده و نه سازمانی از آن مطلع شده است. با این اوصاف است که باید گفت ارقام منتشره تنها بخشی از دریای بی حقوقی، تبعیض، سانحهی کارگری و مرگ ومیر ناشی از کار است که به ثبت می رسد. افزایش شمار حوادث ناشی از کار و بروز مداوم مرگ در محیطهای کاری بر ادعای دولتمردانی جهان و دیگر قاریان موجود خط بطلان کشیده است. این افزایش نشان دهندهی بی توجهی مطلق از سوی صاحبان سرمایه و ناظران دولتی آن به مسئلهی امنیت کاری برای کارگران است وموید این واقعیت که ادعاهای ارگانهای دولتی در سطح جهان مبنی بر الزام کارفرما به ایجاد محیط امن کاری، تنها حرفهای بیهوده و به منظور خالی نبودن عریضه است. از سوی دیگر و در حالی که کارگران خود اولین قربانیان محیط های فاجعه آفرین کارند و شاهد زنده و عینی بی توجهی و بی اعتنایی کارفرمایان و صاحبان سرمایه به مسئلهی امنیت کارگر، آنچه که آنان را به موضع سکوت رانده و قدرت و توان اعتراض در خوررا از ایشان گرفته است، وخامت روزافزون اوضاع معیشتی در سطح جهان که فشار مضاعف آن متوجه طبقه کارگر است و بحرانهای پی در پی واحدهای کاری و درنهایت افزایش شمار میلیونی بیکاران در جهان است. در چنین حالتی که دفاع از حقوق واقعی طبقه کارگر در هجوم برق آسای سرمایه داری جهانی تحت اشعاع واقع شده و این طبقه از دردهای مشترک در سطح بینالمللی در رنج است و بسته به نقاط مختلف این دردها کاهش وافزایش نیز دارد، سازمان بینالمللی مدافع سرمایه یعنی سازمان بینالمللی کار، هراز چند گاهی برای خالی نبودن عریضه و حفظ موقعیتی که اعضا و اداره کنندگان آن از این راه نان می خورند، با صدور گزارشهایی نه چندان واقعی و با خرده اعتراضاتی به وضع موجود ژست مخالف بودن با سیاستهای سرمایه داری بینالمللی را بخود می گیرد و با این وسیله عرض اندام می نماید .
علاوه بر موارد ذکر شده و مشکلاتی که طبقهی کارگر با آن دست به گریبان است، کمی اینطرفتر مسئلهی کارگران کوچک این استثمار شوندگان بزرگ مطرح است که از آنان با نام کودکان کار نام برده می شود، کودکانی که حتی در موقعیت بحرانی طبقه کارگر نیز قرار ندارند و در طاقت فرساترین اوضاع جهت امرار معاش بعضاً خواسته و بعضاً ناخواسته سراز بازار کار در آورده اند. طبق آخرین آماری که سازمان بینالمللی کار دست به انتشار آن زده است، بیش از دویست میلیون کودک در سراسر دنیا وجود دارند که بیشتر این جمعیت را دختران زیر شانزده سال تشکیل می دهند. در ادامهی گزارش آمده است که در حدود 88 کشور عضو برنامه کاهش کار کودکان (IPEC)هستند که از این تعداد 57 کشور به عضویت این سازمان در آمده اند اما با توجه به بحرانها و در گیریهای مختلف در حداقل ده کشور جهان وضعیت کودکان شاغل در کشورها به شدت بحرانی است. وجود کودکان کار در جهان از دو جهت، ضررهای اساسی بر طبقه کارگر و هم به جامعه بشری زده است. حضور شمار میلیونی کارگران کوچک در جهان از طرفی سبب شده که خود آنها از حال وهوای کودکی بی بهره مانده و به جای تحصیل و بازی به کارهای طاقت فرسا وادار شوند، اما مسئله تنها به اینجا محدود نمانده و سرمایهداری جهانی با بهره کشی گسترده از این کودکان هم سودآوری بیشتر خود را ضمانت کرده است و هم اوضاع بحرانی طبقه کارگر را دامنهدارتر کرده است چرا که این کودکان مجبورند در مراکز و محلهای نامناسب که تحت هیچ نظارتی قرار ندارند و هیچ حمایتی از آنان بعمل نمی آید در ساعتهای طولانی که همواره از نکات بر جسته مبارزات کارگری یعنی کاهش ساعات کاری بوده با حقوقی ناچیز کار کنند. با اینکه آنها روزانه دوازده تا چهارده ساعت کار می کنند اما حقوقشان یک سوم افراد بالغ است. آنگونه که از شواهد تاکنونی پیداست نشانهای از کاهش شمار کودکان کار پیدا نیست که هیچ، هر روزه نیز بر خیل عظیم آنها افزوده میشود. این حالت بحرانی دو وجهی آفریده است که از یک سو گسترش ابعاد فاجعه بار کودکان کار است که جهان را با مشکلات جدی روبرو کرده و از سوی دیگر کاهش هر چه بیشتر فرصتهای شغلی برای طبقه کارگر واقعی است. زنان کارگر نیز نیمی از طبقه کارگر در جهان را تشکیل میدهند. زنان نیز در این میان بخش عظیمی از فشارهای وارده بر طبقه کارگر را متحمل میشوند که پرداختن به وضعیت زنان کارگر خود بحث جدایی را میطلبد. سرمایه داری افسار گسیخته فعلی، تضمین سودآوری خویش را در افزایش بهرهکشی از کارگران با اخراج و تعدیل نیرو و... دنبال کرده و با باز کردن مسیر افزایش شمار کودکان کار، تغییر در قوانین کار در کشورهای مختلف درصدد فتح کامل دستاوردهای کارگران بر آمده است. بی گمان مبارزه برای کمترین حقوق انسانی نه تنها هرگز به نقطه پایان نخواهد رسید، بلکه گسترش مبارزات کارگران و زحمتکشان امری است اجتناب ناپذیر. + نوشته شده توسط King.Hackers در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:14 |
ساحل نیکنام برگرفته از نشریه بذر- شماره 10 باز هم مسئله حجاب دارد داغ می شود. دارند داغش می كنند. یادتان هست در یكی از آخرین شوهای تلویزیونی احمدی نژاد قبل از دور دوم انتخابات، مجری از او پرسید: می گویند شما كه بیایید سختگیری های عجیب و غریبی در مورد پوشش زنان خواهید كرد؟ و او با پوزخندی موذیانه جواب داد: آیا به نظر شما مشكل این جامعه پوشش خانم هاست؟! حالا دوباره شمشیر را علیه بدحجابی از رو بسته اند و فرمانده نیروی انتظامی استان تهران اعلام می كند كه اصلی ترین نگرانی مردم، همین "ناامنی های فرهنگی" است. صحبت از راه انداختن مجدد گشت های ویژه سركوب زنان است. قوه قضائیه تهدید به حبس و جریمه بدحجابان می كند. و دوباره می روند تا آگاهانه حمله به زنان و به ویژه دختران جوان را به لبه تیز حكومت پلیسی و سركوب فاشیستی تبدیل كنند. اگر آدم شل كن سفت كن های حكومت را در همه این سال ها دیده باشد ولی كماكان فكر كند كه محرك اینگونه اقدامات سركوبگرانه فقط اعتقادات مذهبی و باورها و ارزش های عقب مانده است، دچار ساده لوحی شده است. هر بار مساله حجاب حاد می شود بدانید كه حكومت گرفتار یك بحران سیاسی جدی است و با خطرات نزدیك روبرو شده است.
مساله حجاب، یك مساله كاملا سیاسی است. سیاست حجاب اجباری از همان روز اول تولد حكومت، وسیله ای برای تحكیم و تثبیت قدرت سیاسی حاكم بود و هنوز هم هست. حجاب موضوعی است كه ظاهرا فقط به نیمی از جامعه مربوط می شود. هر فشار و سركوبی كه در این زمینه انجام بگیرد، فقط دامن زنان را می گیرد. خود این مساله، نیمه دیگر جامعه یعنی مردان را نسبت به سیاست حجاب اجباری، بی توجه و غیر حساس و منفعل می كند. بگذریم از این كه مردان مردسالار تاریك اندیش و كهنه پرست، مدافع این سیاست هستند و حكومت سركوبگر را دعا هم می كنند. وقتی كه ستم و سركوب و فشار علیه نیمی از جامعه برای بقیه عادی و موجه جلوه كند، وقتی كه مردان از كنار شعار "یا روسری یا توسری" بی تفاوت بگذرند و شلاق زدن و تیغ كشیدن به صورت دخترانی كه حاضر نیستند به این قوانین ستمگرانه گردن بگذراند را تحمل كنند، یعنی با فرهنگ سركوب و روحیه تسلیم خو كرده اند. پس خودشان را هم راحت تر می شود سركوب كرد و در بند نگاه داشت. این روزها، محجبه های حكومتی از امنیتی كه حجاب اجباری در این جامعه ناامن، برای دختران جوان به ارمغان می آورد حرف می زنند. البته از این واقعیت كه ترویج تفكرات مردسالارانه و زن ستیزانه به وسیله خود حكومت، عامل این ناامنی است حرفی نمی زنند. از این كه در ایدئولوژی رسمی، زن ابزار تمتع جنسی و ماشین جوجه كشی و مایملك مردان است و بر این مبنا، زمینه فكری تجاوز و تعرض و آزار جنسی زنان دائما بازتولید می شود، حرفی نمی زنند. محجبه های حكومتی، خود مروج جهل و عامل ستم مردسالارانه اند. این روزها، آخوندهای تئوری باف حكومتی از فراگیر شدن "فساد" می گویند و معتقدند كه مشكل، فقط گردن نگذاشتن شمار روزافزون دختران جوان به حجاب اجباری نیست. بلكه به طور كلی زمینه های اختلاط و تماس نزدیك و "غیر ضروری" جنس های مخالف را باید محدود كرد و به حداقل رساند! می گویند مهم نیست كه زنان حجاب خود را كاملا رعایت كنند، خود این نزدیكی زن و مرد در هر محیطی خطرآفرین است! حرفهایشان شبیه به متجاوزان و روانی های جنسی در دادگاه است كه می خواهند جنایات خود را توجیه كنند. نسخه ای كه این ها برای جامعه می پیچند جدایی اجباری و بیش از پیش مردان و زنان در محیط های آموزشی و كاری، و در انظار عمومی است. می گویند باید برای این كار "فرهنگ سازی" كرد و تلویزیون باید نقش اصلی را بازی كند. به طور مشخص، در برنامه های تلویزیونی نباید از مجریان زن و مرد در كنار هم استفاده كرد! خنده دار است نه؟ خنده دار، بیمارگونه، توهین آمیز و غیرانسانی. ولی مساله سیاسی حجاب، به اندازه كافی ایدئولوژیك هم هست. حجاب یك نماد عقیدتی است. به قول نظریه پردازان حكومتی، یك معیار بی چون و چرای هر جامعه اسلامی است. حجاب، نمادی از اصل "مقدس" مالكیت خصوصی است: مالكیت خصوصی مرد بر زن.
وسیله ای برای عدم تعرض غریبه ها و نامحرمان به مایملك یا به قولی "كشتزار" خصوصی مرد. زیر سوال بردن حجاب به هر شكل، ایدئولوژی فئودالی را دچار زلزله می كند. به همین دلیل، بدحجابی ادامه دار و گسترده در جامعه اسلامی، نه یك دهن كجی و نافرمانی ساده، بلكه نمایش شكست ایدئولوژیك و فرهنگی حكومت است. نمی توانند این شكست را بپوشانند. تنها كاری كه از دستشان بر می آید، انداختن تقصیر این شكست به گردن یكدیگر است و گله گذاری از "سهل انگاری ها" و "كوتاه آمدن ها". انگار نه انگار كه سالها شلاق زدند و تهدید و تجاوز و تحقیر كردند و كاری از پیش نبردند. دیدگاه كور طبقاتی اجازه نمی دهد این واقعیت را ببینند كه مقاومت و مبارزه علیه یك نظام ستمگر به ناگزیر شكل می گیرد و این به خصوص علیه برجسته ترین نمادها و نهادهای نظام به نمایش در می آید كه حجاب اجباری یكی از آنهاست. اینك حكومتیان ماموریت ناممكنی را به مهمترین رسانه گروهی یعنی تلویزیون سپرده اند: باز گرداندن آب رفته به جوی! به قول خودشان می خواهند فرهنگ حجاب را در جامعه مسلط كنند. برای این كار دست به الگو سازی زده اند. خوب می دانند كه زنان نماینده مجلس اسلامی یا "فاطمه كوماندوها" و ناظم های كج خلق و سركوبگر مدارس، چندان الگوی جذابی برای دختران جوان نیستند. قرار است این وظیفه را به هنرپیشگان سریال های تلویزیونی بسپارند! قرار است از این به بعد همه شخصیت های قهرمان زن در سریال ها، تحصیل كرده و امروزی و با هوش و فعال باشند و در عین حال از "حجاب برتر" (چادر) استفاده كنند. قرار است بقیه شخصیت های مثبت زن در سریال ها هم حجاب سفت و سخت داشته باشند ولی با فرم و رنگ امروزی تر. اینان نقش مانكن هایی را ایفا می كنند كه مدهای مختلف اسلامی را به زنان جامعه معرفی می كنند. مجریان تلویزیونی موظف شده اند هرگاه حرفی از حجاب به میان می آید مشخصا از كلمه چادر هم استفاده كنند. در عین حال، رئیس صدا و سیما ابراز نگرانی می كند كه اگر به نحوی عمل شود كه برنامه های داخلی برای نسل جوان جذاب نباشد، آن وقت از برنامه های رسانه های بیگانه الگو می گیرند و مساله لاینحل می ماند. توصیه های امثال حجت الاسلام قرائتی در مورد عادت دادن دختر بچگان زیر 9 سال به چادر و چاقچور، گوشه ای دیگر از اقدامات ترمیمی فرهنگی و ایدئولوژیك حكومت است. تشدید سانسور فیلم ها و كتاب های داستان از طرف وزارت ارشاد نیز در همین راستا قرار دارد.
اگر مساله حجاب چنین جایگاه مهم و تاثیرگذاری بر روندهای سیاسی و ایدئولوژیك جامعه دارد (كه دارد)، مبارزه مشخص علیه قوانین و اقدامات و طرح های سركوبگرانه ای كه در زمینه حجاب اجباری جلو گذاشته می شود نیز نقش مهمی در مبارزه آزادیخواهانه عمومی بازی می كند. شعار آزادی پوشش و مخالفت با حجاب اجباری و نهادهای سركوب ویژه زنان، نباید فقط در جنبش برابری طلبانه زنان فریاد شود. فعالان و مبارزان سایر جنبش های اجتماعی، منجمله جنبش دانشجویی، چه وقت به اهمیت و ضرورت طرح این شعار پی خواهند برد؟ نقش دختران مبارز دانشجو در مطرح كردن و جا انداختن این شعار چیست؟ اینها مسائلی است كه باید به طور جدی به آن بپردازیم.
+ نوشته شده توسط King.Hackers در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت
10:44 |
خزعلي: دست نيروى انتظامى را براي برخورد با بدحجابي باز باشد
دولت بايد از حوزه علميه استفاده كند اما خود حوزه دارد قيام ميكند + نوشته شده توسط King.Hackers در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
11:50 |
اسما حسيني يک زن در کره جنوبي بر صندلي نخست وزير نشست و تعداد زناني که درحال حاضر درجهان بعنوان رئيس جمهور و يا نخست وزير کشورشان را اداره مي کنند به 12 نفر رسيد. برخي از اين کشورها و يا بخش مهمي از جمعيت آنها مسلمان هستند. درهمين حال در جمهوري اسلامي که زنان سمتي بالاتر از مشاور رئيس جمهور در آن نداشته اند، موج جديد بر خورد با زنان به بهانه پوشش آنها آغاز شده است. + نوشته شده توسط King.Hackers در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
9:49 |
بر اساس گذارش یونیسف،رسیدن به اهداف توسعه هزاره ، زندگی ملیونها کودک را در 10 سال آینده متحول خواهد کرد ، اما با نرخ کنونی ، در این ضمینه پیشرفتی نخواهیم دید. بر اساس اهداف توسعه هزاره 300ملیون کودک باید تا سال 2015به بهداشت عمومی بهینه دسترسی پیدا کنند. در حالی که با این روند پیشبینی میشود تنها 170 ملیون کودک از این امکان برخوردار شوند. همچنین 100 ملیون کودک باید تا پایان سال 2015میلادی به منابع آب ، 60 ملیون به غذا کافی ، 115 ملیون به آموزش ابتدایی دسترسی یابند، درصورتی که با روند کنونی این اهداف به ترتیب برای 80،50،70 ملیون کودک از آن بهرمند خواهند شد. بر اساس گزارش صندوق کودکان ملل متحد ، مفقود شدن هویت رسمی ، نا کافی بودن حمایت دولت از کودکان بدون پدر و مادر، استثمار کودکان از راه قاچاق یا کار اجباری ، ورود کودکان به نقشهای بزرگسالی همچون ازدواج ، کارهای پرخطر و جنگ از جمله عوامل موثر در افزایش خطر نامرئی شدن کودکان هستند.
به گزارش ایسنا، محاسبات یونیسف از دادهای مربوط به تغذیه ، مرگ و میر و بیماری کودکان نشان میدهد50 کشور با کمترین توسعه یافتگی از هر کودک زیر 5 سال یک کودک از کم وزنی متوسط یا شدید رنج میبرند و یک کودک از هر شش کودک قبل از 5 سالگی میمیرد. این در حالی است که بیشتر کشورهایی که یک کودک از هر پنج کودک آنها قبل از 5 سالگی میمیرند تا سال 1999 دستخوش درگیری های مسلحانه شدید بودند. محاسبات یونیسف بر مبنای دادهای برنامه سازمان ملل متحد درباره اچ.آی.وی (ایدز)گویای این است که نسبت کودکان در میان افراد مبتلا به اچ.آی.وی در حال افزایش است. + نوشته شده توسط King.Hackers در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:6 |
کارگران و بخصوص کودکان و زنان کار همواره آسيب پذير ترين قشر کارگران محسوب مي شوند و محروميت ها و سختي هاي فراواني را متحمل شده اند. آمار و گزارشات نشان مي دهد که يک سوم از کارگران را زنان تشکيل مي دهند که در طول تاريخ سهم آنان نسبت به مردان در تمامي جوانب کاري تضيع شده است. زنان کارگر در شرايط سخت و بد محيط کارگاه ها و توليدات پوشاک و کارخانه ها براي تامين اوليه نياز خانواده تلاش مي کنند و همدوش و پا به پاي مردان کار مي کنند ولي هرگز از حقوق مساوي برخوردار نبوده اند. حقوق و دستمزد زنان براساس جنسيتشان پرداخت مي شود نه ميزان کارشان!! کارفرمايان و شرکت ها به علت اينکه زنان را نان آور و محور اصلي تامين کننده خانواده نمي دانند و براين باورغلط تاکيد دارند در مقابل کار برابر زنان دستمزدهايي به مراتب پائين نسبت به مردان و حداقل حقوق را پرداخت مي کنند. در کارخانجات و توليدي ها از زنان بيشتر براي انجام کارهاي بي تحرک وخسته کننده مانند: پاک کردن کشمش ، حبــوبات, چـرخکاري, گل سازي و... بصــورت تمام وقــت و بي وقفه و بدون آنتراکت (استراحت) کار مي کشند که باعث آسيب هاي جسمي و رواني آنان مي شود و به همين علت زنان كارگربيشتر در معرض آسيب هاي روحي و افسردگي قرار دارند. زنان به دليل عدم امنيت شغلي ، ترس از ازدست دادن شغل و نيافتن شغلي که داراي امنيت مکاني و حفظ حريم آنان باشد, با تمامي شرايط نامطلوب محيطي و حجم زياد کار مي سازند و هرگز به شرايط موجود معترض نمي شوند، مطالعات نشان مي دهد که زنان نسبت به انجام کارها از دقت و وسواس و تعهدکاري بيشتري برخوردارند و اين يک مزيت بزرگ براي کارفرمايان است که با حداقل دستمزد، بالاترين بازدهي وبهترين کار را ارائه مي دهند. در ادارات دولتي و يا شرکت ها اگر قرار باشد استخدامي صورت بگيرد اين مردان هستند که از اولويت هاي استخدامي برخوردار مي شوند و حتي بدون توجه به سابقه کار و گاهي بدون توجه به تحصيلات استخدام در وهله اول در مورد جنس مذکر صورت مي گيرد و تمامي زنان چه کارمند و چه کارگر در هرجايي كه کار کنند اين تبعيض و بي عدالتي را حس مي کنند. عدم آگاهي زنان به قوانين کار ، ضعف و ناتواني برخورد قاطع قوانين با افرادي سودجو و کارفرمايان باعث تضييع حقوق زنان کارگر شده است و معمولا از اين نيروها بصورت موقت و روزمزد استفاده مي کنند تا متحمل هيچگونه پرداخت حق بيمه نشوند و اين زنان گاهي تمام عمر خود را اين مکان ها سپري مي کنند بدون اينکه از هيچ پشتوانه و امنيت کاري برخوردار باشند و زماني که فرسوده و از کار افتاده مي شوند و يا در حين کار دچار آسيب هاي جسمي مي شوند و سلامتشان به مخاطره مي افتد کارفرمايان به راحتي از پذيرفتن آنها بر سرِ كار امتناع مي ورزند. امروزه به دلايل شرايط سخت اقتصادي, زنان سهم بزرگي در پيشبرد اقتصاد هر جامعه و خانواده ايفا مي کنند و براي تامين مخارج زندگي زنان و مردان همراهِ هم کار مي کنند تا شايد بتوانند تا حدودي مشکلات زندگي را کاهش دهند و مشاركت زنان در تمامي عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي جامعه كنوني و رو به توسعه و پيشرفت، نياز به حمايت و پشتيباني و قوانين محكم تر و بدون تبعيض جنسي را طلب مي كند. ساناز فروهر + نوشته شده توسط King.Hackers در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
15:46 |
شراره رضایی آقا، خانم ترو خدا، يه آدامس بخر، يه فال بخر، بخر ديگه..... اين ناله ها و درخواست كودكان محروميست كه هر روزه در كوچه و خيابان ها شاهد حضور آنان هستيم، اين كوكان كار چه كساني هستند؟ آيا از سرزمين و دياري ديگر به اينجا آمده اند! كه اينچنين نسبت بــه زندگي و سرنوشتشان بــي تــفاوت هستيم و بي توجه از كنارشان عبور مي كنيم. كودكان كار، كودكان من و تو هستند و حتي بي اغراق بگويم بزرگوارتر از كودكان من و تو! كه قهرمانانه با جثه هاي كوچك و ناتوان، نان آوران خانه و خانواده هستند، كودكاني كه اگر سرنوشت جور ديگري رقم مي زد و در خانواده اي مرفه، در ناز و نعمت متولد مي شدند مي توانستند پزشكان، مهندسان، مخترعان و... جامعه ما باشند. كودكان كار، بي پناه ترين و مظلوم تريــن قشر كارگران هــرجامعه را تشكيـل مي دهند كه دردناكترين و زشت ترين ظلم و استثمار انساني بر انساني ديگر و واقعيت هاي جامعه را به نمايش مي گذارد. كودكان كار نسبت به ديگر اقشار كارگران زحمتكش، بيشتر مورد بهره كشي و آزار و اذيت از سوي كارفرمايان، جامعه و والدين خود قرار مي گيرند. اين پديده علت هاي مختلفي دارد كه محصول فقر ، عدم تامين معيشت خانواده، كمك به والدين و بدوش كشيدن بخشي از نيازهاي خانواده توسط كودك ،عدم آگاهي و بي اهميت تلقي دادن تحصيل كودكان، و تقسيم ناعادلانه سرمايه هاي كشور و مملكت باعث بروز و بوجود آمدن اينچنين معضلات اجتماعي مي شود و هرساله كودكان بي شماري وارد بازار كار مي شوند و به كارهايي مانند: واكس زني، گل روشي، آدامس فروشي، فال فروشي، پاك كردن شيشه هاي ماشين، باربري، پلاستيك فروشي، جارو كردن و ريختن گندم بر سر مزارها و... مي پردازند. دسته اي از كودكان كار هيچ ارتباطي با خانواده ندارند و معمولا اين كودكان تحت نفوذ سرپرست يا شخصي كه از آنها سودجويي مي كند به صورت گروهي داراي زندگي اربابي هستند، عده اي ديگر از اين كودكاني كه در خيابان كــار مي كنند داراي خانواده هستند و شب ها به خانه برمي گردند و سرپناهي براي خوابيدن دارند و گروه ديگر كودكاني كه به همراه والدين خود در خيابان ها كار مي كنند. اين كودكان در خيابان ها براي كسب درآمد انواع حقارت ها و خواري را متحمل مي شوند و همچنين در معرض شديد انواع خطرات قرار دارند و در اثر آشنايي با افــراد مختلــف از كــودكــان بــراي حمل مــواد مـخدر، قــاچــاق و انــواع سوء استفاده هاي جسمي و جنسي قرار مي گيرند. كودكاني كه از وجود خانواده محرومند به اختلالات روحي ، رواني و افسردگي هاي شديد مبتلا مي شوند همچنين محروميت و سركوب شدن نيازهاي طبيعي دوران كودكي مثل بازي و تفرح توسط والدين به اجبار آنان را وارد عالم سخت و مشقت بار كاروكسب مي كند و اين كودكان متحمل ضربه هاي شديد اجتماعي سرخوردگي مي شوند كه از توان كودكان خارج است و اثرات غيرقابل جبراني برجاي خواهد گذاشت. 80 درصد از اين كودكان در معرض انواع خطرات وبيماري ها و دچار سوء تغذيه ، مشكلات خوني ، كم وزني، انواع بيماريهاي پوستي، چشمي و اختلالات يادگيري هستند. اين كودكان كار زير 18 سال متاسفانه به علت ناديده گرفتنشان و يا بهتر بگويم اصلاً ديده نشدن ازطرف هيچ منبعي مورد حمايت قرار نمي گيرند و به علت نياز شديد اقتصادي و فقر، تن به كارهاي طاقت فرسايي مانند باربري و كار در كوره پزخانه ها به مدت طولاني گاه 10 ساعت در روز و با حداقل حقوق ماهي 20 يا 30 هزار تومان كار مي كنند و به علت عدم آگاهي از قوانين كار و مقررات و عدم قدرت اعتراض به ساعات زياد و دستمزد كم، كارفرمايان و سرمايه داران از كار اين كارگران كوچك استقبال مي كنند. كودكان كار، كارگراني ارزان قيمت و قهرماناني بي مدعايند، اين كودكان همانند تمامي كودكان دنيا حق دارند از يك زندگي سالم ، آموزش و تحصيل برخوردار باشند، بيائيد سرخي زندگي را بر گونه هاي زرد و صورت هاي رنگ پريده اين كودكان بنشانيم و بي خيال و بي خبر از كنارشان نگذريم. + نوشته شده توسط King.Hackers در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
15:41 |
آمار طلاق در ایران رو به افزایش است و بین 21 تا 28 درصد از پروندههای مجتمع قضائی خانواده را پروندههای طلاق تشکیل میدهد زنان تنهای جوان همسر از دست داده، تنها زندگی میکنند و گاه حضانت فرزند را نیز برعهده دارند و با مشکلات روانی و روحی هم روبر میشوند. یک خانم که در سن کم جدا شده میگوید هرجا شناسنامه او را میدیدند، برایش مشکل میساختد. خانم دیگری میگوید زنها در خطر از دست دادن بچهها و حتی جان خود هستندبه خاطر قتلهای ناموسی، یا حتی اعدام، با خطر از دست دادن جان روبرو میشوند. یک شنونده میگوید حتی صدا و سیما هم با نوع نمایش زنان مطلقه به تنهائی زنان دامن میزند. خانم دیگری میگوید جرات نداشت در دانشگاه مطلقه بودن خود را فاش کند. خانم دیگری میگوید برادرها و سایر افراد خانواده به جزئیات زندگی زنان مطلقه دخالت میکنند. فرین عاصمی در گزارش خود با زنان مطلقه و تنها در ایران به بررسی مسائلی که از جدائی از همسر در جامعه ایران با آنها روبرو هستند، میپردازد.
+ نوشته شده توسط King.Hackers در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
10:34 |
شايد بسياري از ما هنگامي كه روز معلم فرا برسد، در كنار يادآوري ارزشهاي والاي اين شغل شريف، به انديشه تبريك اين روز به معلمان خود، دوستان معلم خود و يا فرزندانمان باشيم و يا شايد در انديشه هديهاي و شاخه گلي خوشبو براي اين جامعهسازان و فرهنگسازان، اما شايد اندكي و تنها اندكي از ما در اين فكر باشيم كه معلمان ما سنگ صبور غمها، نگرانيها، دردها و نداريهاي ما و فرزندان دانشآموز ما نيز هستند. + نوشته شده توسط King.Hackers در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
9:12 |
دستمزد زنان فروشنده در ايران قاعدهاى ندارد: دستمزد دو دختر روى هم رفته كمتر از حقوق يك پسر است. فريده غائب : در هيچ جاى قانون گفته نشده كه حقوق و دستمزد مردان بايد بالاتر از زنان باشد و يا هيچنكتهاى كه حاوى پايينتر بودن دستمزد زنان نسبت به مردان باشد، وجود ندارد. اما عرف به گونهء ديگرى است. به ويژه عرف قشر فروشنده و رابطهشان با كارفرما. به سراغ قـشـر فـروشنـده كـه مـيروي، مـيبينـى دستمزدهايشان از قاعدهاى پيروى نميكند. اين سـليقهء كارفرما و صاحبمغازه است كه دستمزدها و حتى جنس نيروى كارش را تعيين ميكند. كارفرمايى در يكى از پاساژهاى كرج ترجيح ميدهد از نيروى كار دختران جوان استفاده كند چرا كه به قول خودش دختر ,چرا, در كارش ندارد. هرچه به آنها دستمزد بدهد، ميپذيرند و حرفشنوتر هستند. در اين مغازه دو دختر و يك پسر با ساعت كارى مشابه كار ميكنند. از ساعت 9 صبح تا 10 شب. حاصل دستمزد دو دختر روى هم رفته باز هم كمتر از حقوق پسر 20 ساله است. هر كدام از دختران ماهانه 40 هزار تومان ميگيرند و پسر در ماه 100 هزار تومان دستمزد دريافت ميكند. پسرك رو به من ميگويد: ,خانم! حتمائ بنويسيد كه دختران بازار كار را خراب كردهاند., و ادامه ميدهد: ,دختران در اين صنف (فروشنده) به خـاطر كمتوقعى و نيز به دوش نكشيدن مسؤوليت خانه به حداقل دستمزدها رضايت ميدهند., + نوشته شده توسط King.Hackers در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
11:54 |
ادامه موج سرکوب و فشار بر زنان
+ نوشته شده توسط King.Hackers در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
11:44 |
زنانگی مردانه
روشنگری + نوشته شده توسط King.Hackers در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
11:41 |
![]() برگرفته از سايت گزارشگران بدون مرز
ايران در رده ی ۱٤٦ هنوز در عرصه ی آزادی مطبوعات، با ٧ روزنامه نگار زندانى و ٤ روزنامه نگار ديگر که هر لحظه امکان بازگشت به زندان را دارند، چراغ قرمز کل منطقه محسوب مى شود. رده بندی جهانى آزادی مطبوعات گزارشگران بدون مرز چهارمين رده بندی آزادی مطبوعات در جهان را منتشر کرد. در پايين ترين رده ها کره شمالى (۱٦٧) اريتره (۱٦٦) و ترکمنستان (۱٦٥) قرار دارند که نقاط سياه اطلاع رسانى در جهان را تشکيل مى دهند. در اين کشورها مطبوعات خصوصى وجود ندارد و آزادی بيان در مدار صفر درجه است. خبرنگاران رسانه های رسمى انتقال دهندگان تبليغات حکومتى هستند و هرگونه سرپيچى شديدا مجازات مى شود، يک کلمه ی اضافه، اشتباهى املايى در نوشتن نامي، تحليلى جدا از خط رسمى مى تواند به زندانى شدن روزنامه نگار بينجامد و يا مورد وی را مورد غضب حکومت قرار دهد.در آسيای شرقى [ برمه (۱٦٣)، چين(۱٥٩)، ويتنام (۱٥٨) لائوس (۱٥٥) ] در آسيای مرکزی [ ترکمنستان(۱٦٥)، اوزبکستان(۱٥٥)، افغانستان(۱٢٥)، و قزاقستان(۱۱٩)] در خاورميانه [ ايران (۱٦٤)، عراق (۱٥٧)، عربستان سعودی (۱٥٤)، سوريه (۱٤٥)] دشوارترين مناطق جهان در رابطه با آزادی مطبوعات محسوب مى شوند. در اين کشورها سرکوب حکومتى و خشونت اعمال شده توسط گروه های نظامى عليه مطبوعات، مانع بيان آزد رسانه هستند.عراق (۱٥٧) نسبت به گزارش ساليانه ٢٠٠٤ بازهم سير نزولى را طى کرده است. از آغاز سال ميلادی ٢٠٠٥ تا امروز دست کم ٢٤ شاغل در رسانه در اين کشور کشته شده اند،از آغاز جنگ در ماه مارس ٢٠٠٣ تا امروز در کل ٧٢ روزنامه نگار و همکار مطبوعاتى در عراق کشته شده اند. امری که از نظر تعداد کشتار روزنامه نگاران در بعد از جنگ جهانى دوم بى سابقه است.در عوض تعداد بيشتری از کشورهای آفريقايى و امريکای لاتين [بنين، نامبيا (٢٥)، السالوادور (٢٨)، جزيره موريس (٣٤)، مالى (٣٧) کستاريکا (٤۱) و يا بوليوی (٤٥) ] به رده های عالى تری ارتقا يافته اند.نزول دمکراسى های غربى چند کشور دمکراتيک غربى در رده بندی کنونى به رده های پائين تری سقوط کرده اند. از جمله ايالات متحده امريکا (٤۱) که بيش از ٢٠ رده نزول کرده است. علت اصلى اين امر بازداشت جوديت ميلر گزارشگر نيويورک تايمز و رويه های قضايى ست که حفظ امنيت منبع خبری را دشوار کرده است. همچنين کانادا(٢۱) چند رده به پائين آمده است، در آنجا نيز علت تصميمات قضايى است که حفظ ناشناسى منبع خبری را شکننده و روزنامه نگار را به "همکار" دستگاه قضايى تبديل کرده است. فرانسه نيز(٣٠) در حال نزول است، بازرسى دفاتر رسانه ها و بازداشت روزنامه نگاران و وضع جرايم جديد مطبوعاتى از جمله عوامل اين سقوط هستند.در راس رده بندی همچون سال گذشته کشورهای اروپای شمالى قرار دارند( دانمارک، فنلاند، ايرلند، ايسلند، نروژ و هلند) که آزادی مطبوعات واقعى و پايداری را تضمين مى کنند. ده کشور اول رده بندی اروپايى هستند و سپس زلاند نو (۱٢)، تريلند و توباگو (۱٢) و بنين(٢٥)، و کره جنوبى (٣٤) در صدر قاره های ديگر قرار مى گيرند.آزادی مطبوعات، رشد اقتصادی و استقلال کشورهايى که اخيرا استقلال خود را يافته اند احترام بسيار بيشتری به آزادی مطبوعات از خود نشان مى دهند. اينگونه راه را بر توجيهات تحريف آميز بسياری از رهبران اقتدارگرا که مى گويند سالها بايد برای استقرار دمکراسى صبر کرد بسته اند. ٩ کشور که در طى ۱٥ سال اخير استقلال خود را بازيافته اند در ميان ٦٠ کشور اول رده بندی قرار دارند. اسلوانى(٩ )، استونى (۱۱ )، لتونى (16 )، ليتوانى(٢۱ )، نامبيا( ٢٥) ، بوسنى هرزوگوين( ٣٣) ، مسدونى(٤٣)، کرواسى(٥٦)، و تيمور شرقى (٥٨)پيشرفتى اندک در خاور نزديک در اين منطقه کمتر کشوری وجود دارد که جايى مناسب در رده بندی داشته باشد. اسرائيل(٤٧) نيز که در صدر کشورهای منطقه قرار دارد به دليل تهديدها و اقدامات سخت گيرانه ی ارتش در مناطق اشغالى نسبت به روزنامه نگاران، چندين رده تنزل داشته است. اعمال خشونتى در ٢٠٠٥ به وضوح کمتر شده اند و همچون سال گذشته موضوع طرح جداگانه ای نخواهند بود. اخراج يک روزنامه نگار فرانسوی در ماه ژوئيه گذشته در نزول اين کشور نقش داشته است.در عوض هنوز نا امنى در نوار غزه حاکم است و روزنامه نگاران هزينه آن را مى پردازند. در سال جاری جهار روزنامه نگار ربوده شده اند و تشکيلات خود مختار فلسطين(۱٣٢) به نظر مى رسد در جلوگيری از وخامت اوضاع ناتوان است.دستگيری و ترور منطقه را در بر گرفته است ايران در رده ی ۱٤٦ هنوز در عرصه ی آزادی مطبوعات، با ٧ روزنامه نگار زندانى و ٤ روزنامه نگار ديگر که هر لحظه امکان بازگشت به زندان را دارند، چراغ قرمز کل منطقه محسوب مى شود. اکبر گنجى عليرغم بيش از ٦٠ روز اعتصاب غذا و حمايت جهانى و قول های عديده مسئولان برای آزادی وی هنوز در سلول انفرادی و در تنهايى مطلق بسر مى برد. از سوی ديگر مجتبى سميعى نژاد وبلاگ نويس معترض از آبان ماه سال گذشته در زندان است، وی در دادگاهى به دوسال و ده ماه زندان محکوم شده است.در الجزاير (۱٢٩) رئيس جمهور عبدالعزيز بوتفليقا تلاش دارد مطبوعات خصوصى را سر پا نگاه دارد. محمود بن شيکو از ۱٦ ماه پيش در زندان بسر مى برد، صدور احکام زندان قطعى برای روزنامه نگاران در رابطه با جرائم مطبوعاتى همچنان ادامه دارد. شرايط در شهرستانها برای روزنامه نگاران محلى که تحت فشار و تهديد بسر مى برند دشوارتر شده است.لبنان که به شکل سنتى رهبری جهان عرب در عرصه آزادی مطبوعات را در دست داشت در طى دو سال بيش از٢٠رده پائين تر آمده است. قتل سمير قيصر در ژوئن سال جاری يکى از اصلى ترين دلايل اين سقوط بوده است. حمله به مای شيدياک خبرنگار ديگر که منجر به نقض عضو وی شده است در سپتامبر سال جاری اين وضعيت را در ماه های آينده بهبود نمى بخشد.کارکنان رسانه ها در بعد از ترور رفيق حريری در فوريه ٢٠٠٥ به هدف عمده حملات بدل شده اند و بهای گزاف شرايط ناامنى اسف بار در لبنان را مى پردازند. برای اولين باربعد ازسالها روزنامه نگاران در وحشت و نا امنى از کشور مى گريزند.ارتش امريکا در عراق (عراق در امريکا ۱٣٧) همچون دو سال گذشته محکوم به تجاوز آشکار به آزادی مطبوعات در عراق شده است. دست کم ٦ روزنامه نگار بدون هيچ توضيحى در زندان ابوغريب زندانى شده اند. اين روزنامه نگاران حق ملاقات با افراد خانواده، وکلا و کارفرمايان خود را ندارند. ٤ روزنامه نگار در فاصله سپتامبر ٢٠٠٤ تا سپتامبر ٢٠٠٥ با تيراندازی سربازان امريکايى کشته شده اند.غيبت رسانه های مستقل در سوريه(۱٤٥)، عربستان سعودی (۱٥٤) و ليبى (۱٦٢) مطبوعات آزاد و مستقل وجود ندارد. تنها منبع اطلاعات مردم اين کشورها رسانه های دولتى هستند که انتقال دهندگان تبليغ حکومتى اند. مصر (۱٤٣) به وضوح نسبت به سال گذشته تنزلى جشمگير داشته است. رئيس جمهور حسنى مبارک به وعده های سال گذشته خود مبنى بر حذف جرايم مطبوعاتى از قوانين جزايى عمل نکرد و تعداد بسياری از روزنامه نگاران مورد تهاجم قرار گرفتند. درتونس (۱٤٧) طناب بر گردن روزنامه نگاران محکم تر مى شود و تعهدات زين العابدين بن على در عرصه آزادی مطبوعات گسترده فقط خاک به چشم جهان پاشيدن است. سانسور رسمى برای جلوگيری از تاسيس رسانه های مستقل مورد استفاده قرار مى گيرد، در سپتامبر گذشته از برگزاری اولين مجمع عمومى سنديکای مستقل روزنامه نگاران که در برگيرنده ی ۱٥٠ رسانه است، جلوگيری به عمل آمد. در کشوری که از ٢٥ تا ٢٧ آبان ماه ميزبان دور دوم مذاکرات جامعه جهانى اطلاعات است . سر بر آوردن مطبوعات آزاد سرابى بيش نيست. + نوشته شده توسط King.Hackers در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
11:24 |
آلمانی ها هم در حجاب! یک تیم فوتبال بانوان از شهر برلین، برای مسابقه با تیم ملی بانوان ایران، حجاب بر سر کرده است. این مسابقه روز جمعه در ورزشگاه آرارات تهران برگزار شد و به نتیجه ی مساوی دو بر دو رسید! + نوشته شده توسط King.Hackers در شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
13:29 |
جنجال پذيرش زنان تماشاچی! محمود احمدىنژاد، رييس جمهورى اسلامى ايران روز دوشنبهی گذشته، طى اقدامی كمسابقه خواستار ايجاد امكان براى حضور زنان در ورزشگاهها شد، اقدامى كه مورد توجه رسانههاى گروهى داخلى و خارجى قرار گرفت. بسيارى از مدافعان حقوق زنان، با شك و ترديد به اين اقدام احمدىنژاد نگاه میكردند. مخالفت جدی و بلافاصلهی تعدادى از مراجع مذهبى مانند آقايان مصباح يزدى، گلپايگانى و فاضل لنكرانى و نيز شمار قابلتوجهی از نمايندگان مجلس با تصميم احمدینژاد ، نشان داد حق با ناباوران بود. خانم فريبا داودى مهاجر روزنامهنگار و از مدافعان حقوق زنان، به پرسشهاى صداى آلمان در اين زمينه پاسخ داده است. دویچهوله: خانم داودی مهاجر، نظر رییس جمهور ایران، آقای احمدینژاد مبنی بر اختصاص بخشی از مرغوبترین مکانهای تماشاگران در استادیومهای ورزشی در مسابقات فوتبال ملی برای بانوان و خانوادههای آنان مورد انتقاد برخی از نمایندگان مجلس و همینطور علمای مذهبی قرار گرفته است. نظر شما در این مورد چيست؟ فریبا داودی مهاجر: بله. البته، نیت آقای احمدینژاد در ارتباط با موضوع مورد بحث برای خود من شخصا مشخص نیست و اینکه ممکن است ایشان در تایید بینالمللی امروز با تمسک به این موضوع بخواهد افکار عمومی جهان را نسبت به خودش تلطیف کند و طبق روال قبلی صحبت و نظرهای خودش را پس بگیرد، چنانچه در مصاحبههای مطبوعاتی اخیر هم اظهارنظر قبلی خودش را که دربارهی پول نفت و بردن آن بر سر سفرههای مردم بوده براحتی پس گرفته است. بعید به نظر میرسد رییس جمهوری که به گفتهی آقای مصباح یزدی با نذر و نیاز و دعای مومنین رای آورده است به یکباره با چنین زاویه بازی اظهارنظری خلاف اظهارنظرها و عقاید مومنین جامعه ایران داشته باشد. ایشان بخوبی عقاید همفکران خودشان را، بخصوص درباره مسئله حجاب و مسئله زنان، میدانند و بعید است که در چنین شرایطی که مسئلهی رفتن زنان به ورزشگاهها در اولویت دولت نیست این اجازه را صادر کند. من، بهرحال، در نیت ایشان شک دارم و فکر میکنم این نکته هم قابل تامل است و کسانی هم که اظهارنظر میکنند باید به این نکته توجه کنند. اما از سوی دیگر اظهارنظرهای عجیب و غریبی راهم در حاشیه این موضوع میشنویم، مثل اظهارنظر آقای محمدتقی رهبر که میگوید، نگاه زن مسلمان به ساق و پای برهنهی مرد شرعا درست نیست. من البته نمیدانم چه کسی چنین فتوایی را داده است و بخصوص تلویزیون که مرتب برنامههای فوتبال و کشتی و شنای مردان را پخش میکند، چطور تا کنون مرتکب این اعمال خلاف شرعی شده است! یا زنانی که به حج میروند و در تمام مدت طواف دستها و شانهها و ساقهای پای مردها را میبینند، چطور مرتکب این عمل خلاف میشوند. و یا در اظهارنظر دیگر، ما نظر آقای ابوطالب را میبینیم که میگوید، ما چون مشکل فرهنگی داریم، نباید زنان به استادیوم بروند که اینهم در واقع پاککردن صورت مسئله است و ایشان بجای اینکه بیایند مسئله را حل بکنند و با مشکل فرهنگی جامعه برخورد بکنند، میگویند که زنان باید به ورزشگاهها نروند و این یک خطای خیلی بزرگ است. دویچهوله: به نظر شما، خانم داودی مهاجر، چرا این تصمیم، الان، در شرایط فعلی مطرح شده؟ فریبا داودی مهاجر: بله، من خدمتتان عرض کردم و گفتم که به نظر میرسد در شرایطی که اولویت ما الان این موضوع نیست، طرح این مسئله در واقع یک آدرس عوضی است برای اینکه اذهان بنوعی درگیر مسئلهای بشوند که واقعا مسئله نیست. یعنی برای جامعه زنان مسئله است، ولی برای خود آنها مسئله نیست. ببینید، برای ما مثلا گشودن درهایی که سالها به دلیل سنت و عادت غلط به روی زنان بسته مانده، خوب بسیار مهم است. حریمهایی که ورودش برای زنان حرام محسوب میشده یا غیرشرعی، مثل پستهای سیاسی، ریاست جمهوری، قضاوت که حتا شما در افغانستان هم با فقه موجود در آنجا میبینید که زن میتواند قاضی بشود با راهکارهایی که فقه دارد، مثل مصلحت و تلفیق. اما همچنان میبینید که این درها برای زنان ايران بسته است و ما مسئلهای را میبینیم، مثل رفتن زنان به استادیومها و بعد هم این هیاهو. من خودم شخصا خیلی اعتقاد ندارم که آقای احمدی نژاد مطلع نیست از اظهارنظرهای علمای قم و با توجه به اینکه بهرحال در یک حرکت هماهنگ با اصولگرایان ایشان رای آورده، پس به یک چنین اظهارنظرهایی باید با اما و اگر نگاه کرد و من فکر میکنم بجای اینکه در بازیهای بعد از این اظهارنظر بیافتیم، باید در خود این اظهارنظرها یکمقداری بیشتر تعمق بکنیم. البته من امیدوارم که آقای احمدینژاد با عقبنشینی نکردن در تصمیم خودشان خلاف نظر من را ثابت کنند و از نظرشان دفاع بکنند. دویچهوله: چشمانداز این کشاکش به نظر شما چگونه است و چطور ادامه پیدا خواهد کرد؟ فریبا داودی مهاجر: بهرحال، چنانچه آقای احمدینژاد بخواهند به بخشی از مطالبات جامعه پاسخ بدهند، مثل مطالباتی که در حوزه زنان وجود دارد و بعضی از حوزههای دیگر، دچار چالش جدی میشوند با کسانی که به او رای دادهاند. بهرحال آنها معتقد بودند که آقای احمدینژاد برای این میآید که ارزشها و اصولی را که آنها به آن معتقدند در جامعه ایجاد بکند. شما ببینید، در اظهارنظر چندی پیششان آقای مصباح گفته است که دولت قبلی آمد تا پای رقاصههای ارمنستان را در ایران باز کند. ولی شما دقیقا میبینید که وقتی این اظهارنظر از سوی آقای احمدینژاد مطرح میشود، باید خودش پاسخ بدهند. من فکر میکنم یک چالشی بوجود میآید میان کسانی که به آقای احمدینژاد رای دادهاند و کسانیکه معتقد به این قبیل مسایل هم نیستند. یعنی به حقوق زنان، آنطوری که ما معتقدیم، معتقد نیستند. ما با یک بحران مواجه خواهیم شد. اما، من خیلی اعتقاد ندارم که ایشان خلاف آن جریان عمل خواهد کرد. دویچهوله: خانم داودى مهاجر با سپاس از اینکه وقت در اختیار ما قرار دادید.
شيرين جزايرى + نوشته شده توسط King.Hackers در شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
13:7 |
تهران، يک هفته پس از اجرای طرح 'مبارزه با بد حجابی '
+ نوشته شده توسط King.Hackers در شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
10:3 |
طى سال هاى 73 تا 80 در استان ايلام دو هزار و 518 نفر خودكشى كرده اند كه بيشترين ميزان خودكشى در بين زنان بوده است كانون زنان ايرانى: ميزان خودكشى و اقدام به خودكشى زنان استان ايلام بيش از مردان اين استان است. يافته هاى تحقيق " روند خودكشى و اقدام به خودكشى در استان ايلام از سال 73تا 80" نشان مى دهد طى سال هاى 73 تا 80 زنان بيش از مردان خودكشى و اقدام به خودكشى كرده اند. بيشترين ميزان خودكشى در بين زنان در سال 74 بوده است و 32 نفر در هر صد هزار نفر در اين سال خودكشى كرده اند. بيشترين ميزان خودكشى در بين مردان نيز در سال 78 بوده است. يعنى از هر صد هزار نفر 14 نفر از مردان در سال 78 خودكشى كرده اند. اين آمارها حاكى از آن است كه هر چند ميزان خودكشى زنان از مردان همواره بيش تر بوده، اما ميزان خودكشى در بين مردان نيز روند افزايشى داشته است.
+ نوشته شده توسط King.Hackers در شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
9:52 |
موضوع زنان و فشار گروه های مذهبی بر احمدینژاد
در ميانه اوجگيری بحران هستهای ايران، محمود احمدینژاد، رئيس جمهور اين کشور، در مورد نحوه برخورد با حجاب زنان و حضور آنها در ورزشگاه آزادی تهران با فشار شديد نيروهای حامی خود روبرو شده است.محمود احمدینژاد در روزهای اخير در واکنش به درخواست نيروهای موسوم به حزباللهی برای مقابله با "بدحجابان" و حمايت تعدادی از اعضای مجلس شورای اسلامی از اين درخواست، به طور غير مترقبه ای به انتقاد از طرفداران شدت عمل با خانمهای به اصطلاح بد حجاب پرداخت و هرگونه اعمال زور در اين باره را تقبيح کرد.او در همين حد نيز متوقف نشد و يک روز بعد با صدور فرمانی از رئيس سازمان تربيت بدنی خواست که بهترين محل ورزشگاه ها را به خانمها اختصاص دهد.برخی از زنان در ايران از سالها قبل خواهان حضور در ورزشگاه برای تماشای بازی فوتبال بوده اند و نسبت به ممنوعيت ورود خود به اين محل، تجمع اعتراضآميز نيز برگزار کردهاند.اينک پس از دو روز، هم اظهار نظر محمود احمدینژاد در باره نحوه مقابله با زنان "بدحجاب" و هم دستور وی در باره اختصاص جايگاهی برای زنان در ورزشگاه آزادی با موج فزايندهای از اعتراض و مخالفت نيروهای حزبالله و نيز روحانيون بلندپايه سنتی و يا بنيادگرا روبرو شده است.گروه انصار حزبالله که در طول دو دهه گذشته مسئول اغلب حملات فيزيکی و خشونتآميز به تجمعات مسالمتآميز نيروهای منتقد نظام حاکم و شهروندان بیاعتنا به علايق آنان، معرفی شده است، با صدور بيانيهای از "امت حزبالله" دعوت کرده است که روز جمعه در اعتراض به آنچه روند لجام گسيخته فساد و بدحجابی ناميده، در جلوی دانشگاه تهران راهپيمايی کنند.انصار حزبالله که تاکنون به عنوان حاميان محمود احمدینژاد معروف بودهاند، در بيانيه خود بدون آنکه نامی از آقای احمدینژاد ببرند، به فرازهايی از سخنان آيتالله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، و نيز رهبر کنونی ايران در مورد چگونگی برخورد با "بدحجابی" استناد کردهاند که کاملا مغاير و متضاد با اظهارات اخير احمدینژاد است.در بيانيه انصار حزبالله به نقل از سخنان آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۸۰، آمده است که: "با صرف زبان و توصيه نمیشود کاری کرد. قدرت نظام بايد جلوی سير فحشا و فساد را بگيرد."اما، مهم تر از بيانيه انصار حزبالله و راهپيمايی برنامهريزی شده آنها برای روز جمعه، واکنش تند روحانيون بلندمرتبه حامی نظام، به دستور احمدینژاد در مورد اجازه ورود زنان به ورزشگاه آزادی تهران است.اغلب روحانيونی که از سوی جامعه مدرسين حوزه علميه قم به عنوان "مرجع تقليد" معرفی شدهاند، با صدور فتوايی حضور زنان در ورزشگاه را "جايز" ندانسته و بدون پرده پوشی از تصميم رييس جمهور در اين باره انتقاد کردهاند.در اين ميان حجتالاسلام محمد تقی مصباح يزدی نيز، که به عنوان جدیترين حامی محمود احمدینژاد مطرح است و به داشتن ديدگاههای بسيار سختگيرانه در امور سياسی و اجتماعی شهرت دارد، با ارسال پيامی شفاهی به آقای احمدینژاد از وی خواسته است که در تصميم خود تجديد نظر کند.اين در حالی است که تعداد زيادی از نمايندگان مجلس نيز به انتقاد از دستور محمود احمدی نژاد برخاستهاند و گفته میشود که ۱۲۰ نماينده مجلس قرار است در اين باره بيانيه مشترکی صادر کنند.در بين نمايندگان مجلس، عماد افروغ، از حوزه انتخابيه تهران، بدون آنکه با اصل حضور زنان در ورزشگاه مخالفت کند، گزندهتر از ديگر نمايندگان از آقای احمدینژاد انتقاد کرده و تصميم او را سياسی و انتخاباتی دانسته است.منظور عماد افروغ از انتخاباتی دانستن تصميم محمود احمدینژاد با توجه به اينکه هنوز بيش از سه سال از رياست جمهوری او باقی مانده است، چندان مشخص نيست، اما اينکه او قصد بالابردن محبوبيت خود در بين زنان را داشته است، قابل انکار نيست.البته تلاش يک سياستمدار برای ارتقاء محبوبيت خود در بين اقشار جامعه در همه جای دنيا مرسوم است و امر مذمومی به شمار نمیرود، اما اگر تلاش او صرفا در جهت کسب محبوبيتی زودگذر و به بهای از دست رفتن منافع کلانتر جامعه باشد، مورد نقد قرار میگيرد.روشن است که تصميم محمود احمدینژاد برای برخورد ملايم با بدحجابی و حضور زنان در ورزشگاه از نظر اکثريت جامعه ايران نه فقط مغايرتی با منافع کلان کشور ندارد، بلکه با توجه به محدوديتهای پيش روی زنان در نظام حاکم، اقدامی در جهت صحيح است. ولی روحانيون سنتی و بنيادگرا و حاميان متعصب آنها متفاوت از اين میانديشند.از نظر آنها رييس جمهور موظف به اجرای احکام شرعی مورد نظر برخی از فقيهان است و در اين باره او نبايد به رضايت يا نارضايتی شهروندان بهايی دهد.محمود احمدینژاد پيش از آنکه به مقام رياست جمهوری برسد، از همين انديشه دفاع میکرد، اما اکنون او به عنوان مقام نخست اجرايی کشور احتمالا به اين نتيجه رسيده است که بدون جلب رضايت اقشار وسيعتری از مردم، حکمرانی کار چندان سادهای نيست.گذشته از اين، آقای احمدینژاد به عنوان رهبری "تودهگرا" علاقه خاصی به محبوبيت عمومی دارد و از اينکه در نزد توده مردم – و نه لزوما روشنفکران – به صورت رهبری مستبد و ديکتاتور شناخته شود، هراس دارد.ظاهرا او در سفرهای استانی خود دريافته است که مردم فقط در نيروهای موسوم به حزباللهی خلاصه نشدهاند و بسياری از اقشار اجتماعی علايقی متفاوت از آنها دارند. از اين رو، او در روزهای اخير کوشيده است تا دست کم در حوزه اجتماعی خود را مدافع طيف وسيعتری از توده غير سياسی نشان دهد.اما چنين کوششی، محمود احمدینژاد را در معرض تناقض قرار داده است. او از يک سو متکی به حمايت متعصبان مذهبی است که خواهان اجرای سياستهای سختگيرانه فرهنگی و اجتماعیاند و از ديگر سو میداند که تعداد اين متعصبان مذهبی چندان زياد نيست که بتواند از طريق نمايندگی کردن آنها به خواست خود برای تبديل شدن به "رئيس جمهوری مردمی" دست يابد.بنابراين او در صدد است که با حمايت از سياست مدارا در برخی از زمينههای اجتماعی پشتيبانی اقشار نه چندان مذهبی را نيز به دست آورد، اما چنين سياستی خشم متعصبان را برمیانگيزد و آنان را به اعتراض وامیدارد.مسلما آقای احمدینژاد در موقعيتی نيست که حاضر به از دست دادن نيروهای حزباللهی باشد، از همين رو به رغم سرسختی خود، ممکن است در برابر فشار آنها از تصميم خود در باره حضور زنان در ورزشگاه عدول کند. اگر چه که به جلب رضايت ساير اقشار نيز همچنان چشم خواهد داشت.اما با تسليم شدن در برابر تندروهای مذهبی او چگونه میتواند رضايت ساير اقشار را جلب کند؟ اين همان پرسشی است که محمود احمدینژاد از اين پس مجبور است به آن بيشتر بيانديشد. به هر حال، بعيد است راه حلی برای آن بيابد. او در نهايت ناگزير به انتخابی دردناک خواهد بود. + نوشته شده توسط King.Hackers در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
2:30 |
آفتاب / الناز انصاری: درست در ساعت ٥ عصر روز یکشنبه ویترین بورس مانتو فروشیهای تهران در میدان هفت تیر تغییر کرد. مانتوهای کوتاه، محترمانه به گونیهای انبار فرستاده شدند و مانتوهای بلند و تیره فرصتی برای نمایش خود در ویترین پیدا کردند. از ساعت ٥عصر روز یکشنبه که هم زمان بود با آغاز مبارزه با بد حجابی مانتو فروشیهای تهرانی از فروش مانتوهای کوتاه و اسپرت منع شدند تا از سوی اتحادیه، استاندارد قد مجاز مانتوها رسما اعلام شود. تا آن زمان مانتوهای بلند فروخته خواهند شد.
قصر سبز ، شهر خبرنگار صبح روز یکشنبه رییس مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی خبر از ارشاد فروشندگان مانتو میدان ٧تیر داد. ساعت ٥ عصر همان روز فروشگاه "قصر سبز" شاهد اتفاقی بود که هزار تیتر از دل آن بیرون میآید. فروشگاه پر بود از سوالهای خبرنگاران و پاسخ رییس و قائم مقام اتحادیه صنف پوشاک. سرنوشت ویترینهای میدان پر تردد ٧ تیر روز یکشنبه در این فروشگاه رقم خوردو هم زمان با تکاپوی قصر سبز ، مغازه دارها تغییر دکوراسیون میدادند. آغاز ارشاد با احتساب تاخیر یک روزه، این اولین روز کاری گروه گشت ارشاد نیروی انتظامی برای برخورد با بد حجابی بود. از ٢٩فروردین گذشته مجلس شاهد تجمع جمعی از زنان خانوادههای شهدا و ایثارگران علیه بد حجابی بود. عماد افروغ ، فرهنگی ترین چهره آبادگران در این تجمع حاضر و از این زنان خواسته بود تا علیه بد حجابی موج ایجاد کنند. تمامی اینها در شرایطی رخ میداد که نیروی انتظامی اعلام کرده بود از اول اردیبهشت با مظاهر بد حجابی برخورد میکند اما طرح جمع آوری مانتوهای کوتاه از فروشگاهها را روز یکشنبه به طور غیر رسمی از سوی اتحادیه صنف پوشاک به اجرا در آمد. شیرازی رییس و دولتجو نایب رییس این اتحادیه روز یکشنبه سوژه دوربینها و واکمنهای خبرنگاران بودند. شیرازی در جمع خبرنگاران گفت:این یک دستور العمل نیست و تنها خواست مردم است. او در پاسخ به سوال خبرنگار آفتاب که پرسید :مردم ازچه کانالی خواست خود را مبنی بر جمع آوری مانتوهای کوتاه با اتحادیه مطرح کرده اند گفت:"ما از ابتدای سال تا به امروز تماسهایی از طرف خواهران داشتهایم که میگفتند مانتو بلند گیر نمیآورند" او بارها و بارها تاکید کرد که هیچ دستور و فشاری از سوی نیروی انتظامی نیست و جمع آوری مانتوهای کوتاه تنها به خاطر تماسهای مردمی صورت گرفته است. صادرات غیر نفتی ازنوع مد بازار مانتو ایران شب عید امسال در تسخیر کشورهایی بود که در آنها کمتر زنی در طول عمر خود مانتو پوشیده است. چین ، ترکیه، هند و پاکستان. این کشورها پیش از داغ شدن بازار شب عید ، گرم تولید مانتو برای زنان ایران بوده اند. این مانتوها با قیمت ٣تا٥ هزارتومان وارد ایران میشدند و در فروشگاههای پایتخت و دیگر شهرهای ایران تا ٤٥ هزار تومان به فروش میرفتند. اما امروز نایب رییس اتحادیه صنف پوشاک این مژده را به ایرانیان داد که به زودی مانتوهای مد ایرانی تولید و به کشورهای عربی همسایه صادر خواهد شد. آیا ژاپن و آمریکا در رقابت خود در تولید پارچههای چادری از چین و هند و ترکیه در صادرات پارچههای نخی مانتویی شکست خواهند خورد یا طرح نیروی انتظامی تحولی در بازار پارچه و مد پدید خواهد آورد که تمامی وارد کنندگان بعد از کسب سودهای کلان از کشور جوان و تنوع طلب ایران چشم بپوشند. وجب ، متر ، خط کش مانتوی کوتاه یعنی چند سانت؟روسری و شلوار استاندارد یعنی چه ؟ این سوال اصلی فروشندگان و تولید کنندگانی است که وقتی مانتوهای دمده و مجلسی را توی ویترین با مانتوهای کوتاه عوض میکنند با خود به زمزمه مینشینند. مشتری از فروشنده مانتوی اسپرت میخواهد. فروشنده میگوید: تا یکی دو روز خرید نکنید تا استانداردها را اعلام کنند. احتمالا ١٠٠ تا ٩٠ سانت حداقل قد اعلام شود. فعلا نخرید. وقتی بازار طلا در دوندگی صعودی خود از نفس میافتاد و خرید و فروشها راکد مانده بود کسی فکرش را نمیکرد برای خرید مانتو هم باید به انتظار ثبات شرایط بود. پسران مصون عجیب ترین کنفرانس خبری فروشگاه قصر سبز یکی دو ساعت بعد تمام شد. گشت ویژه ارشاد نیروی انتظامی به ارشاد زنان میدان ٧ تیر مشغول بود. گروهبان یکم ، مسگر ، از زنان پلیس نیروی انتظامی و یکی از ارشاد کنندهها بود که لباس سبز تیره فرم اش زیر چادر مخفی بود. او همزمان با مصاحبه آفتاب تمام حواس اش به عابران بود و هر از چند گاه صحبتهایش را قطع میکرد و به همکار خود میگفت بگیرش. اون یکی رو. برو رفت تو پیاده رو . . . گروهبان مسگر در مورد موارد ارشاد زنان میگوید:« فعلا در مورد مانتو دستوری صادر نشده ولی با شالهای باریک و شلوارهای کوتاه برخورد میشود. » او هدف از اجرای این طرح را حفظ امنیت خانمها عنوان میکند و اعلام میکند برای مردان هیچ دستوری برای ارشاد صادر نشده است و تنها زنان بد حجاب و زنانی که در اتومبیلهای شخصی کشف حجاب میکنند مورد نظر هستند. بلند مثل تابستان فروشندگان میدان هفت تیر نسبت فروش مانتوهای کوتاه به بلند را طی یک و نیم ماه گذشته ٩٥ به ٥ به نفع کوتاهها اعلام میکردند. یکی از مغازهها ویترین خالی خود را به نمایش گذاشته. این مغازه هیچ مانتو بلندی ندارد و باید منتظر گونیهایی باشد که حالا دست به دست در مغازههای بازار بورس مانتو میدان میچرخند. چرخش قدرت در دولت چرخش دیگری را در چهره اجتماعی شهر رقم زد. حالا زنان تهرانی با مانتوهای بلند خود به استقبال فصل داغ میروند. + نوشته شده توسط King.Hackers در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
15:2 |
گشت ارشاد. ارشادیها، مودب و محترمانه منتظرند تلفن دختر خانم پايان يابد تا او را ارشاد كنند! شايد هم دخترخانم ارشادیها را سر كار گذاشته است! (ایران امروز) + نوشته شده توسط King.Hackers در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
14:52 |
رسانه و ارائه نقش اجتماعی انفعالی از زنان بهرام اسدپور ويلبر شرام، با بررسی و تجزيه و تحليل پژوهشهای سمينارهای منطقهای يونسكو در سال ۱۹۶۴ در مورد كمك به وسايل ارتباط جمعی جهان سوم، كتابی نوشت تحت عنوان «ارتباط جمعی و توسعهء ملي». او در اين كتاب پيشبينی كرد كه اكثر كشورهای جهان سوم تا سال ۱۹۷۰ در مورد راديو، تا سال ۱۹٨۱ در مورد سينما و تا سال ۱۹۹۲ در زمينهء مطبوعات به حداقل مورد نظر يونسكو دست پيدا خواهند كرد. گذشت زمان نشان داد كه پيشبينيهای اين تحليلگر اجتماعی اشتباه از آب در آمد.داوود زارعيان، مدرس ارتباطات در كتاب خود با نام «مبانی كلی ارتباطات جمعي» در اين مورد نوشته است: «برخلاف پيشبينيهای شرام، صرف نظر از پيشرفتهای نسبی راديو كه از شرايط استثنايی آن ناشی ميشود، ارزانی و عدم نياز به سواد، واقعيتهای كنونی نشان ميدهند كه برای رسيدن به اين حداقل كه فاصلهء زمانی بسيار طولانيتری را بايد در نظر گرفت، به خصوص كه در مورد مطبوعات، طبق آمار موجود عقب ماندگی بيشتری پديد آمده است.»به اين ترتيب تجربه نشان داد كه سينما و به طور كلي، ابزار رسانهای بصری آنطور كه پيشبينی ميشد در ميان همهء جوامع جهان سوم، به ابزاری كاملا روزمره تبديل نشد. با اين حال چه كسی ميتواند نقش و تاثير فوقالعادهء اين رسانهء قدرتمند، بهخصوص در جوامع در حال گذار و جهان سوميها را انكار كند. در ايران به عنوان كشوری كه همواره موضعی خاص نسبت به اين پديدهء جهان مدرن از خود نشان داده است و با توجه به اين كه تلويزيون همواره ابزاری در دست دولتها محسوب ميشد، اين رسانه از حساسيت ويژهای برخوردار بوده است. يكی از كتابهايی كه مبنای تأليف آن تحقيقی جامع در زمينهء نسبت رسانه و ايرانيان است، كتاب شهلا اعزازی، استاد دانشگاه علامه طباطبايی است با عنوان «خانواده و تلويزيون». + نوشته شده توسط King.Hackers در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
14:37 |
|
|